بخش اصلی فلسفه از کدام مورد بحث میکند؟
بخش اصلی و ریشه فلسفه به دوبخش........... دستهبندی میشود.
کدام بخش از فلسفه، توانایی انسان در شناخت هستی را مورد مطالعه قرار میدهد؟
در کدام یک از علوم همانند فلسفه، به ویژگیهای بعد مجرد انسان پرداخته میشود؟
اگر واژه فلسفه به کلمهای که نام آن دانش یا موضوع خاص است اضافه گردد آن را چه میگویند؟
اصالت یا اهمیت فرد جامعه در کدام یک از فلسفه علوم مورد بررسی قرار میگیرد؟
کدام دسته از اندیشمندان جامعه را مجموعهای از افرادی میدانند که کنار هم زندگی میکنند؟
کدام دسته از اندیشمندان علوم اجتماعی بر این باور هستند که افکار، اندیشهها و تصمیم گیریهای افراد تابع شرایط اجتماعی آنان است؟
کدام دیدگاه، منافع و مصلحت افراد را بر منافع جامعه مقدم میداند؟
کدام دیدگاه منافع جمعی را در اولویت قرار میدهد؟
برنامههای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی طرفداران دیدگاه سوسیالیسم، سمت و سویی..........دارد.
طرفداران دیدگاه لیبرالیسم، به سیاستی اهمیت میدهند که تامین کننده..........باشد.
طرفداران کدام دیدگاه بر این باور هستند که با گرد هم آمدن افراد و زندگی طولانی آنها در کنار یکدیگر، یک روح جمعی در جامعه شکل میگیرد؟
دیدگاه کدام یک از اندیشمندان در ماوراء الطبیعه به دیدگاه ابن سینا نزدیک است؟
کدام یک از فیلسوفان در انسان شناسی علاوه بر بدن، روح را هم پذیرفته و مکتبهای تربیتی نزدیکی پدید آوردهاند؟
کدام گزینه دربارۀ بخشهای دانش فلسفه صحیح است؟
کدام گزینه به حوزههای فلسفی خاص مربوط است؟
کدام عبارت اساسیتر و بنیادیتر است؟
ارتباط فلسفه با علوم مختلف چگونه و از چه جهتی برقرار میشود؟
اگر دانش فلسفه همانند یک «درخت» باشد، کدام گزینه میتواند به منزله «شاخه» این درخت باشد؟
بخش اصلی و ریشه ای فلسفه در صدد بحث و بررسی چیست؟ توضیح دهید .
چرا بخش اصلی و ریشه ای فلسفه را به دو بخش تقسیم می کنند؟ آن دو بخش کدام است؟ (چرا در بخش ا صلی فلسفه توانایی انسان در شناخت هستی را هم بررسی میکنند؟)
بخش اصلی و ریشه ای فلسفه شامل دو بخش است در این مورد توضیح دهید.
دو سوال طراحی کنید که مربوط به بخش اصلی فلسفه باشد.
دو گزاره طراحی کنید که مربوط به وجود شناسی باشد.
دو گزاره مثال بزنید که مربوط به معرفت شناسی باشد.
توضیح دهید شاخه های دانش فلسفه (بخش های فرعی فلسفه) چه نامیده می شود؟
در چه صورتی یک روان شناس در علم روان شناسی به بعد مجرد انسان میپردازد؟ ( اگر کسی در وجود شناس ی پذیرفته باشد که وجود بر دو قسم مادی و مجرد از ماده است در زمینه انسان شناسی فلسفی چه دیدگاهی خواهد داشت؟)
نحوه پیدایش شاخه های فلسفه چگونه است؟ آیا امروزه هر رشته علمی دارای شاخه ای از فلسفه نیز هست؟
چرا شاخه های فلسفه را فلسفه های مضاف می نامند؟
رابطه میان علوم و فلسفه های مضاف را بنویسید؟
برای هریک از فلسفه های سیاست، اخلاق، حقوق، تاریخ و هنر، به ترتیب یک سوال طراحی کنید.
یکی از مسائل مورد توجه در فلسفه علوم اجتماعی چیست ؟ چه دیدگاه هایی مرتبط با آن به وجود آمده اند؟
دیدگاه های اصالت فرد و اصالت جامعه که در فلسفه علوم اجتماعی شکل گرفته است را مختصراً توضیح دهید؟
اعتقاد به اصالت فرد یا جامعه چه تاثیری بر جامعه شناسان دارد و سبب بروز چه مکاتبی می شود ؟
دیدگاه فلسفی قائل به اصالت فرد و جامعه، توأمان را توضیح دهید.
کلمات و اصطلاحات زیر، با کدام یک از دو دیدگاه در فلسفه علوم اجتماع تناسب بیشتری دارند؟
برای درک بهتر مکاتب تربیتی پیش از مطالعه آنها چه باید کرد؟
نقش فیلسوفان در علوم تربیتی چیست؟ مثال بزنید.
بخش اصلی و ریشه ای فلسفه به دو بخش تقسیم می شود، آنها را نام ببرید و تعریف کنید؟
معرفتشناسی را تعریف کنید
بخش اصلی و ریشه فلسفه به دوبخش........... دستهبندی میشود.
برنامههای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی طرفداران دیدگاه سوسیالیسم، سمت و سویی..........دارد.
نظرات فیلسوفان در شاخههای علوم و در مسائل خاص هنر، جامعه، فیزیک، روانشناسی متأثر از ...... آنان میباشد.
افلاطون معتقد است: «شناخت حقیقی عبارت است از شناخت عالم مثل که تمام عالم فیزیکی، سایه و روگرفت آن عالم محسوب میشود». این عبارت نشان دهندۀ آن است که افلاطون ................
گروهی از فیلسوفان ...........هستند و جامعه را مجموعهای از افراد میدانند که کنار هم زندگی میکنند
به آن بخش از مباحث فلسفی که مبانی هر علم را بررسی میکنند فلسفه...... میگویند
طرفداران دیدگاه لیبرالیسم، به سیاستی اهمیت میدهند که تامین کننده..........باشد.
برنامههای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی طرفداران دیدگاه سوسیالیسم، سمت و سویی..........دارد
......تامین کننده آزادی فردی است
......تامین کننده منافع جمعی است
فیلسوفان تلاش میکنند قوانین و احکامی را که مربوط به خود هستی و وجود است به دست آورند
سوسیالیسم تامین کننده آزادی فردی است
لیبرالیسم تامین کننده منافع جمعی است
هستیشناسی، که درباره قوانین و احکام کلی و عامّ حاکم بر هستی و وجود بحث میکند.
با تأمل فیلسوفانه در حوزه هایی مانند اخلاق، دین، تاریخ و طبیعت، شاخه هایی از فلسفه مانند فلسفه اخلاق، فلسفه دین، فلسفه تاریخ و فلسفه طبیعت شکل میگیرد
شاخههای دانش فلسفه، آن دسته از دانشهای فلسفی هستند که قوانین بنیادی وجود شناسی و معرفت شناسی را به محدودههای خاص منتقل میسازند و قوانین بنیادی آن محدوده از وجود را بیان میکنند
معرفتشناسی، که توانایی انسان در شناخت هستی را مورد مطالعه قرار میدهد.
آنان که به اصالت فرد اعتقاد دارند، همواره منافع و مصلحت افراد را بر منافع جامعه مقدم دانسته و در برنامهریزیهای فرهنگی و اقتصادی و نظایر آن، بیشتر به منافع و رشد فرد توجه دارند
هر یک از شاخه های فلسفه را فلسفه مضاف می نامند زیرا کلمه فلسفه به آن دانش یا موضوع خاص اضافه شده است مثلا فلسفه اخلاق، فلسفه فیزیک یا دین …
دانش فلسفه دارای یک بخش اصلی است.