از نظر کانت معیار فعل اخلاقی چیست؟
معیار فعل اخلاقی از نظر ................ رساننده انسان به کمال است.
از نظر ارسطو معیار فعل اخلاقی ...............
کدام یک از موارد زیر طبق دیدگاه معلم اول حد اعتدال فعل اخلاقی، محسوب میشود؟
کدام پرسش در حیطه فلسفه اخلاق قرار نمیگیرد؟
میان فعل بد و شر و فعل اخلاقی، کدام یک از نسبتهای چهارگانه برقرار است؟
کدام گزینه با دیدگاه افلاطون در فلسفه اخلاق سازگارتر است؟
اگر از افلاطون بپرسیم: «چرا خیانت کاری بد است؟» چه جوابی به ما میدهد؟
قوه شهوت انسان را به سوی ................. دعوت میکند.
چهار فضیلتی که از نطر افلاطون باعث سعادت میشود به ترتیب عبارتند از: ......
دو قوایی که از نظر ارسطو همواره در معرض افراط و تفریط هستند عبارتند از: ..........
«شره» و «تهور» به ترتیب حالت افراط کدام قوه از نظر ارسطو است؟
از نظر کانت دو چیزی که انسان را به شگفتی وا میدارد عبارت است از: ............
این جمله «بر طبق قاعدهای عمل کنید که بتوانید اراده کنید که قاعده مزبور قانون کلی و عمومی شود» معیار فعل اخلاقی را در چه چیزی میداند؟ و نظر کیست؟
ماتریالیستها که بعد ............... را باور ندارند ریشه فعل اخلاقی را در .............. میدانند.
اولین قانون اخلاقی از نظر ............. این است که آنچه برای خود میپسندی، برای دیگران هم بپسند.
اگر از طبیعت گراها بپرسیم: «چرا باید راستگویی پیشه کرد؟» چه پاسخی میدهند؟
از نظر .............. هرگاه انسان بخواهد در برابر دیگران آزادی زیادی داشته باشد باید .............
ابن سینا و دیگر فلاسفه مسلمان در زمینه معیار فعل اخلاقی دیدگاهی شبیه ............. دارند و معیار فعل اخلاقی را رسیدن به ........... میدانند.
براساس نظر فلاسفه مسلمان در زمینه معیار فعل اخلاقی کدام گزینه نادرست است؟
برخی متفکران براساس درک خوب و بد اخلاقی، انسان را چگونه تعریف کرده اند؟
منظور از فلسفه اخلاق چیست؟
کارهای انسان را به طور کلی به چند دسته می توان تقسیم کرد نام ببرید.
منظور از فعل طبیعی چیست؟ مثال بزنید.
منظور از فعل اخلاقی چیست؟ مثال بزنید.
چه پرسش هایی در زمینه تفاوت بین فعل طبیعی و اخلاقی، برای فلسفه مطرح شده است؟
از نظر افلاطون معیار فعل اخلاقی چیست(چه زمانی یک فعل اخلاقی فضیلت یا رذیلت محسوب می شود)؟
افلاطون در پاسخ به این سوال که «در چه صورتی یک عمل در جهت سعادت است» چه می گوید؟ (به نظر افلاطون در وجود انسان چند قوه اصلی فعال است توضیح دهید)
به عقیده افلاطون اگر قوه غضب و قوه شهوت، تحت کنترل عقل باشند چه نتیجه ای در پی دارد؟(نقش عقل در رابطه با سایر قوا چیست؟)
به عقیده افلاطون برقراری «عدالت» در سراسر شخصیت انسان برایند و نتیجه چیست؟
به نظر افلاطون انسان نیک بخت به چه فضائلی آراسته است؟
به نظر افلاطون کدام معیار میان همه انسانها مشترک است؟ آیا ثابت است یا متغیر؟(مطلق است یا نسبی؟)
نظر ارسطو درمورد معیار فعل اخلاقی چیست؟ (عامل سعادت و نیک بختی چیست؟)
به نظر ارسطو عقل چگونه می تواند موجب مانع افراط و تفریط قوا شود؟ (شرط لازم برای این امر چیست؟)
به نظر ارسطو، در چه صورتی انسان به سعادت می رسد؟
آیا به نظر ارسطو همه انسانها اعتدال را به عنوان امری درست می پذیرند؟
کانت معتقد است معیار فعل اخلاقی را باید در چه چیزی جست و جو کرد؟ توضیح دهید.
به اعتقاد کانت کدام کار عمل غیر اخلاقی(فضیلت) شمرده می شود؟ مثال بزنید.
مقصود کانت از جمله «بر طبق قاعده ای عمل کنید که بتوانید اراده کنید که قاعده مزبور قانون کلی و عمومی شود.» چیست؟
کدام جمله مشهور کانت، ارزش و اهمیت وجدان برای او را نشان می دهد؟
انسان با مفهوم «اخلاق» آشناست و می تواند ……….. را درک کند.
کارهایی که انسان آنها را برای رفع نیازهای خود انجام می دهد ………. می نامند.
به اعتقاد افلاطون، فعل اخلاقی اگر در جهت …….. باشد، فضیلت محسوب می گردد
به اعتقاد ارسطو ………… همواره در معرض افراط و تفریط هستند اما عقل می تواند مانع این افراط و تفریط شود.
كانت می گوید: بر طبق قاعده ای عمل کنید که بتوانید اراده کنید که قاعده مزبور، ………………….. شود.
بنابر دیدگاه طبیعت گرایان، انسان از زمانی که دریافته ………… است، قواعد اخلاقی را ابداع کرده است.
فلاسفه مسلمان عقل را، از آن جهت که رفتار خوب و بد انسان را تشخیص می دهد، ……… می نامند.
ابن سینا و دیگر فلاسفه مسلمان در زمینه معیار فعل اخلاقی دیدگاهی شبیه ............. دارند و معیار فعل اخلاقی را رسیدن به ........... میدانند.
اولین قانون اخلاقی از نظر ............. این است که آنچه برای خود میپسندی، برای دیگران هم بپسند.
قوه شهوت انسان را به سوی ................. دعوت میکند.
قوه شهوت انسان را به سوی خشم و عصبانیت دعوت میکند.
از نظر کانت دو چیزی که انسان را به شگفتی وا میدارد عبارت است از: عقل و وجدان
چهار فضیلتی که از نطر افلاطون باعث سعادت میشود به ترتیب عبارتند از: حکمت – بی باکی – شجاعت – عدالت
از نظر توماس های هرگاه انسان بخواهد در برابر دیگران آزادی زیادی داشته باشد باید در برابر قانون مطیع باشد.
فلاسفه مسلمان منبع شناخت فضیلتها و رذیلتها را قوه حکم مینامند و از نظر ایشان تمایل به اخلاقیات امری ذاتی و فطری است
حکمت از نظر معلم اول حد وسط و اعتدال عقل است.
از نظر افلاطون فعل اخلاقی با سعادت و نیک بختی حقیقی آدمی رابطه دارد
اگر عقل که از فضیلت حکمت برخوردار است، حاکم باشد، قوه شهوت «خویشتن داری» پیش میگیرد و قوه غضب متصف به «شجاعت» می شود.
انسانی که آراسته به چهار فضیلت «حکمت»، «خویشتن داری»، «شجاعت» و «عدالت» است، نیک بخت است.
ارسطو، درباره معیار فعل اخلاقی نظری نزدیک به استاد خود (افلاطون) دارد.