هر کدام از ما براساس ............ خویش، خدا را می یابیم و حضورش را درک می کنیم.
ما به روشنی میدانیم در جهانی زندگی میکنیم که آفریننده ای. ........ آن را هدایت و پشتیبانی میکند و به موجودات و مخلوقات مدد می رساند.
.شناخت فطری یک شناخت ........ به شمار می رود.
قرآن کریم ما را به معرفت عمیق تر درباره خداوند فرا میخواند و راه های گوناگونی برای درک وجود او و نیز شناخت .......... او به ما نشان می دهد.
تفکر دربارۀ نیازمندی جهان به خدا منجر به شناخت ................... برای انسان می شود.
هر گاه به خود می نگریم خود را پدیده هایی می یابیم که وجود و هستی ما از خودمان نیست و این مقدمه ................ به شمار می رود.
پدیده هایی که وجودشان ازخودشان ،نیست ضرور تا برای موجود شدن نیازمند پدیدآورنده هستند که این مقدمه .............. شمار می رود.
بیت چون تواند که بود هستی بخش / ذات نایافته از هستی بخش به مقدمه ........ اشاره دارد.
اگر موجودی خود ذاتا موجود باشد به موجود دیگری برای به وجود آمدن نیازمند ........... .
موجودی که وجودش ذاتی باشد دیگر یک .................. به شمار نمی رود.
در آیه «أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللهِ ۖ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» خطاب خداوند ................... است.
طبق آيه «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاء إِلى اللهِ » خداوند خویش را با دو صفت .......... معرفی کرده است.
اگر گفته شود که موجودات دائما با زبان حال به پیشگاه الهی عرض نیاز میکنند و خداوند هم دائما به آنها هستی می بخشد، به نیازمندی در مرحله ............. پرداخته ایم.
آیه شریفه «يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» به نیازمندی مخلوقات در حوزه ................ اشاره دارد.
هر چه معرفت انسان به خدا بیشتر میشود عجز او نزد پروردگار ........ می یابد.
ذهن ما گنجایش درک موضوعات نامحدود را ............. .
پیامبر اکرم (ص) در مساله خداشناسی به ما توصیه کرده اند که در ............ خدا تفکر نکنیم.
برای انسانی که در مسیر خداشناسی گام برداشته شناخت صفات و اسماء الهی ....... است.
شناخت ذات الهی به معنای شناخت ........ خداست که امری ........ است.
ما چگونه خدا را می یابیم و حضورش را درک می کنیم؟
کدام یک از صفات خداوند است که عالم را هدایت و پشتیبانی می کند؟
یک نمونه از راه های شناخت غیر فطری افعال و اوصاف خداوند را نام ببرید؟
یک موجود در چه صورت در موجود بودن به دیگری نیازمند نمی باشد؟
در چه صورت انسان نیازمندی خویش به خدا را بهتر درک می کند؟
آیه «يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» نیازمندی مخلوقات در چه سطحی را بیان می کند؟
چرا دست یابی به معرفت عمیقی که به انسان توان می دهد تا هر چیز را تجلی خدا ببیند، برای جوانان مقدورتر است؟
چه جنبه ای از شناخت خدا برای ما انسان ها ممکن نمی باشد؟
در یک رابطه «علی» بین درک بیشتر فقر و نیاز و افزایش کمال کدام یک علت و کدام یک معلول است؟
در حدیث «تَفَكَّروا فِي كُل شَي ...» پیامبر (ص) ما را به تفکر در چه امری توصیه می کند؟
قرآن پس از شناخت فطری ما را به چه شناختی دعوت می کند و نمونه ای از این نوع شناخت کدام است؟
مقدمه اول در اثبات نیاز عالم به خدا در پیدایش را بیان کنید؟
مقدمه دوم در اثبات نیاز علام به خدا را بیان کنید و یک مثال بزنید؟
چه وقت یک موجود به پدیده آورنده نیازمند نیست و این چگونه موجودی است؟
معنای آیه «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ» را بیان نمایید؟
نیازمندی در بقا را توضیح داده و بگویید این رابطه چه تفاوتی با رابطه بین یک ساختمان با بنا دارد؟
ترجمه آيه شريفه «يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ» را بیان کنید.
چه رابطه ای بین کمال و معرفت انسان نسبت به خویش و احساس نیاز او نسبت به خدا برقرار است و نمونه این رابطه را در پیامبر اکرم (ص) توضیح دهید؟
این که خداوند نور هستی است به چه معناست و درک این مفهوم چه تأثیری در نگاه ما نسبت به مخلوقات خدا دارد؟
منظور از معرفت عمیق و والا در مواجهه با مخلوقات خدا چیست و برای کسب آن چه باید کرد؟
چه موضوعاتی برای ما قابل شناخت و چه موضوعاتی غیر قابل شناخت اند؟ چرا؟.
۴۲. صحیح یا غلط بودن عبارات زیر را مشخص کنید.
هر کدام از ما بر اساس فطرت خویش خدا را می یابیم و حضورش را درک میکنیم...
یکی از راههای شناخت ،فطری تفکر درباره نیازمندی جهان در پیدایش خود به آفریننده و خالق است....
هرگاه به خود نظر میکنیم خود را پدیده ای مییابیم که وجود و هستی مان از خودمان نبوده است....
برخی پدیده ها که وجودشان از خودشان نیست، ضرورتاً برای موجود شدن نیازمند به پدیدآورنده ای هستند که خودش پدیده نباید و وجودش از خودش باشد...
درک اینکه ما و موجودات اطرافمان همه پدیده هستیم مربوط به مقدمه اول است...
صحیح یا غلط بودن عبارات زیر را مشخص کنید.
یک موجود، فقط در صورتی در موجود بودن نیازمند به دیگری نیست که خودش ذاتاً موجود باشد...
آنچه که پدیده نیست و نیاز به پدیده آورنده ندارد، همواره بوده و خواهد بود...
چیزی که پدیده نباشد وجودی است که خودش ذاتا موجود نبوده است...
موجودی که پدیده به شمار میرود تنها برای پیدایش به پدید آورنده نیاز دارد...
درک اینکه ما و سایر موجودات پدیده هستیم مقدمه دوم در اثبات نیاز عالم به خداست...
خداوند در قرآن با بیان قل من رب السَّماواتِ والأرْضِ در کدام جنبه از توحید مشرکان را مواخذه می کند؟