به دو واژه ای که در واج یا واجهای پایانی و در وزن یکسان باشند می گوییم آرایه سجع دارند
سجع در نثر مثال قافیه در شعر است یعنی در پایان جمله ها می آید و ایجاد آهنگ و موسیقی می کند
اگر دو واژه در واجهای پایانی یکسان باشند سجع مطرف نام دارد.
مثال: آرند با بیازارند در جمله ی : دوستی را که به یک سال فراچنگ آرند نشاید که به یک دم بیازارند
اگر دو وازه در وزن ( تعداد و نوع هجاها ) یکسان باشند سجع متوازن نام دارد
مثال: ضایع با باطل در جمله ی : ملک بی دین باطل است و دین بی ملک ضایع
مثال: مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال اولین واژه «عمر» در پایان جمله با مال سجع متوازن است
اگر دو واژه هم در واجهای پایانی و هم در وزن یکسان باشند سجع متوازی نام دارند
مثال: سال با مال در جمله ی : توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی به هنر است نه به سال
ارزش موسیقیایی سجع متوازی از هم سجع ها بیشتر است
سجع در شعر هم به کار می رود یعنی در پایان نیم مصرع های اول ، دوم و سوم به کار می رود
مثال: من مانده ام مهجور از او دیوانه و رنجور از او ./. گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود
« مهجور با رنجور » سجع متوازی و « مهجور و رنجور » با « دور » سجع مطرف می باشد.
فایده سجع در نثر ایجاد موسیقی و در شعر افزایش موسیقی است .