💢برای دانش آموزان مدرسه میناب که ای کاش در تولدشان شعری می سرودم و حالا...
به سمت آینه ها،آیه های غم بارید
و صبح بود که اندوه، ناگهان بارید
شکوفه های تبسم به گریه افتادند
و زخم بر سر مهتاب بی امان بارید!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
خدا کند که نفهمد که مادرش ...باران
خداکند که نفهمد که مادرش...آوار...
خدا کند که عروسک ...که بغض های پدر
خداکند که بگیرد،فرامشی اینبار
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
بمان عروسک غمگین که مادرت خسته است
نرو، به دست مزن، دست خون پنجره را
سپیده سر زد و در دست اشک می چرخید
سکوت و درد،بریده امان حنجره را...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
هنوز خنده ی تو در بهار جا مانده
بخند دختر پروانه های تنهایی
هنوز اشک تو در زیر خاک جا مانده
به درد و بغض درختان! بگو که اینجایی!
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
گلایل شب بی تو هنوز منتظر است
امید در شب شومی! به بی قراران داشت
غروب چادر خود را به روی خاک کشید
و صبح در کفن اش مژده ی بهاران داشت...
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹امید شمسایی - دبیر زبان و ادبیات فارسی نیشابور






اولین دیدگاه را ثبت کنید.