خلاصه ی داستان «کودکی بر آب» را از زبان یکی از این شخصیت ها تعریف کنید.
حضرت موسی علیه السّلام آسیه خواهر موسی
حضرت موسی علیه السّلام
در زمان ما به خاطر این که فرعون خواب دیده بود که پسری به دنیا می آید که حکومتش را به خطر می اندازد به همین دلیل دستور داد تا همه نوزادان پسر رو بکشند. مادر من هم چاره ای اندیشید و من را داخل صندوقی گذاشت و روی رود نیل قرار داد و به خدا سپرد.
من چند روز بر روی رود شناور بودم تا اینکه من را فرعون و آسیه همسرش دیدند. فرعون دستور داد تا من را بکشند ولی آسیه او را متقاعد کرد تا من را به فرزندی قبول کنند.
آسیه دستور داد تا دایه ای پیدا کنند تا مرا شیر دهد، من هم به اذن خدا شیر هیچکس را قبول نکردم تا مادرم باخبر شد و برای شیردهی به من به قصر آمد.