اگرچه انسان امروزی براساس تجربیات واقعی، استعمار را به معنی استثمار در می یابد؛ ولی در سده های پیشین، نظریه استعمار به معنای طلب آبادانی برای جوامع عقب مانده بود. دربارۀ نظریه استعمار، تحقیق کنید. این نظریه محصول کدام یک از دیدگاه های بالا بود؟ نظریه استعمار را براساس آن دیدگاه، تفسیر کنید.
این نظریه محصول «دیدگاه تکاملی» (رویکرد تکخطی به تاریخ) است.
بر اساس این دیدگاه، فرض بر این است که همۀ جوامع انسانی باید یک مسیر مشخص و خطی را برای پیشرفت طی کنند و کشورهای غربی در بالاترین و پیشرفتهترین نقطۀ این مسیر قرار دارند. با تکیه بر همین نگاه، کشورهای غربی ادعا میکردند که سایر جوامع «عقبمانده» یا «ابتدایی» هستند و وظیفۀ انسانِ متمدن غربی این است که به آنها کمک کند تا پیشرفت کنند.
بنابراین، استعمارگران با استفاده از این نظریه، دخالت، لشکرکشی و سلطه بر کشورهای دیگر را به عنوان تلاشی برای «آبادانی» و «متمدن کردن» آنها تفسیر و توجیه میکردند؛ در حالی که این ادعا تنها یک پوشش فریبنده بود تا هدف اصلی خود، یعنی استثمار (غارت منابع، ثروتها و بهرهکشی از نیروی کار سایر ملتها) را پنهان کنند.