مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب درک متن صفحه 20 درس 3 نگارش پنجم

پایه پنجم نگارش پنجم فصل 3: رازی و ساخت بیمارستان

متن زیر را با دقّت بخوانید.

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچّه ی خود را به یک دِه برد تا او را با زندگی روستایی آشنا کند. آن دو یک شبانه روز در کلبه ی کوچک یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت، مرد از پسرش پرسید: «نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟»

پسر پاسخ داد: «عالی بود پدر!»

پدر پرسید: «آیا به زندگی آن ها توجّه کردی؟»

پسر پاسخ داد: «بله پدر!»

و پدر پرسید: «چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟»

پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: «فهمیدم که ما در حیاطمان یک فوّاره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آن ها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود؛ اما باغ آنها بی انتهاست!»

با شنیدن حرف های پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر بچّه اضافه کرد: «متشکّرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!»

 

با توجه به متن به سوالات زیر پاسخ دهید.

1. پسرک چه ویژگی هایی برای زندگی روستایی تعریف کرد؟

2. پیام متن چه بود؟

3. بهترین عنوان برای متن چه می تواند باشد؟ چرا؟

1. آن ها دارای رودخانه ای بزرگ، ستارگانی زیبا و باغی بی انتها هستند.

2. دیدن نیمه پر لیوان

3. نگاه زیبا، به دلیل نگاه زیبای پسر به زندگی روستایی

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: فضلِ خدا

محتوا مورد پسند بوده است ؟

1.75 - 145 رای