مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب درک متن صفحه 19 درس 2 نگارش ششم

پایه ششم نگارش ششم فصل 2: پنجره های شناخت

الف) جمله های زیر را با دقّت بخوانید و به ترتیب درست، شماره گذاری کنید.

مرد نگاهی به نانوا انداخت و گفت: «نان نیست، جان است برادر!»

مرد گرسنه با دست نانی را نوازش کرد و گفت: «ای مرد، چقدر می گیری که مرا از این نان ها سیر کنی؟»

روزی روزگاری مردی خسته و مانده، تشنه و گرسنه به شهری رسید.

این شد که گفت: «سکّه ای بده و هرچه که می خواهی از این نان ها بخور!»

«چه می خواهی مرد؟ اینها که می بینی نان است، نه چیز دیگر!»

نانوا لبخندی زد و گفت: «سکّه ای بده و نان بخر و بخور. نوش جانت!»

او با دیدن نان های تازه آب دهانش سرازیر شد.

ب) پس از مرتّب کردن جمله ها، دو سؤال طرح کنید و پاسخ آنها را بنویسید (سعی کنید سؤال ها با توجّه به مفهوم کلّی متن باشد.)

الف)

ب)

الف) 4) مرد نگاهی به نانوا انداخت و گفت: «نان نیست، جان است برادر!»

6) مرد گرسنه با دست نانی را نوازش کرد و گفت: «ای مرد، چقدر می گیری که مرا از این نان ها سیر کنی؟»

1) روزی روزگاری مردی خسته و مانده، تشنه و گرسنه به شهری رسید.

7) این شد که گفت: «سکّه ای بده و هرچه که می خواهی از این نان ها بخور!»

3) «چه می خواهی مرد؟ اینها که می بینی نان است، نه چیز دیگر!»

5) نانوا لبخندی زد و گفت: «سکّه ای بده و نان بخر و بخور. نوش جانت!»

2) او با دیدن نان های تازه آب دهانش سرازیر شد.

الف) آن مرد برای دریافت نان باید چه کاری انجام می داد؟

جواب : بایستی سکه ای می داد تا نان بخرد و آن را نوش جان کند!

ب) نانوا وقتی دید که مرد با دیدن نان آب دهانش سرازیر شده، چه گفت؟

جواب : گفت: «سکّه ای بده و نان بخر و بخور. نوش جانت!»

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: معرفت آفریدگار

محتوا مورد پسند بوده است ؟

2.07 - 283 رای