مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب درک مطلب صفحه 102 درس 13 فارسی پنجم

پایه پنجم فارسی پنجم فصل 13: روزی که باران می بارید

1 روز اولی که امید مرد رهگذر را دید، چند قاب فروخته بود؟

هیچ قابی نفروخته بود

2 منظور مرد از «دکّان شما چیزی کم دارد» چه بود؟

تابلوی "یا صاحب الزّمان،عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ" را کم داشت.

3 چرا پدر بزرگ و امید متوجّه رفتن مردا از مغازه نشدند؟

چون آن ها مشغول تماشا و غرق تفکر در نوشته "یا صاحب الزّمان،عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ" شده بودند

4 وقتی امید مرد رهگذر را دوباره دید، گفت: «پدر بزرگ! پدربزرگ! همان مرد.» به نظر شما چرا امید، پدربزرگ را دوبار صدا زد؟

از روی هیجان و اینکه توجه پدربزرگ را به او جلب کند

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: درس آزاد (فرهنگِ بومی 2)

محتوا مورد پسند بوده است ؟

3.5 - 884 رای