1 چرا کاج آسییبدیده از همسایهاش خواست چندروزی او را تحمل کند؟
تا ریشه هایش به درون خاک بروند و دوباره جان تازه ای بگیرد
2 کاج همسایه در پاسخ به درخواست کمک دوستش چه گفت؟
گفت: دوستی را از یاد نمی برم. شاید این اتفاق هم روزی برای من می افتاد.
3 دِه، چگونه به کاجستان تبدیل شد؟
میوه های درختان کاج به پایین افتاد و پس از بارش باران جوانه زدند و تبدیل به درخت شدند
4 با توجه به تصویر پایان شعر، اگر کاج همسایه دوستی را از یاد میبرد چه اتفاق هایی ممکن بود بیفتد؟
کابل های برق پاره میشدند و امکان آتش سوزی و قطع شدن برق وجود داشت