1 امپراتور در چه فصلی دانهی گلها را به بچّهها داد؟ از کجا فهمیدید؟
فصل بهار-چون بچه ها باید پس از یک سال، گلدان های خود را نزد امپراتور ببرند.
2 چرا با وجود اینکه گلدانها، پر از گلهای خوش بو و زیبا بودند، امپراتور خوشحال نبود؟
چون متوجه شد بچه ها صداقت نداشته و تقلب کردند.
3 دلیل نگرانی پینگ چه بود؟
این بود که با تمام تلاش و توجهاتی که به دانه کرده بود، آن جوانه نزده بود و او امپراتور نخواهد شد.
4 پینگ چه کارهایی انجام داد تا دانهها به خوبی رشد کنند؟ به ترتیب بیان کنید.
او گلدانش را با خاک خوب و مناسب پر کرد و دانه اش را با دقت زیاد در آن کاشت و در آفتاب گذاشت. هر روز به گلدانش آب می داد. پس از مدتی که هیچ جوانه ای در گلدان او نرویید. او دانه ها را در گلدان بزرگ تری کاشت و خاک گلدان را عوض کرد.
5 با توجّه به متن، جمله ها را به ترتیب رویدادها شمارهگذاری کنید.
روزی امپراتور، دانههای مخصوصی را برای کاشتن و پرورش دادن زیباترین گل به بچّهها داد.
امپراتور، شجاعت و راستگویی پینگ را تحسین کرد.
امپراتور می خواست جانشینی برای خود انتخاب کند.
همهی بچّهها به جز پینگ، با گلدانهای زیبا در قصر جمع شدند.
همهی مردم چین به گلها و گیاهان علاقهی زیادی داشتند.
روزی امپراتور، دانههای مخصوصی را برای کاشتن و پرورش دادن زیباترین گل به بچّهها داد. (3)
امپراتور، شجاعت و راستگویی پینگ را تحسین کرد. (5)
امپراتور می خواست جانشینی برای خود انتخاب کند. (2)
همهی بچّهها به جز پینگ، با گلدانهای زیبا در قصر جمع شدند. (4)
همهی مردم چین به گلها و گیاهان علاقهی زیادی داشتند. (1)
6 فکر می کنید اگر این مسابقه در زمان ما برگزار می شد و پینگ هر هفته، تصویر گلدان دیگر شرکت کننده ها را در تلویزیون و شبکه های اجتماعی می دید، چه تصمیمی می گرفت؟ چرا؟
به نظرم او با دیدن تصاویر گل ها در فضای مجازی تحت تاثیر آن قرار می گرفت و تصمیم به کاشتن دانه ای دیگر می گرفت تا جلوی امپراطور شرمنده نباشد و خود را در سطح پایین تری از دیگر شرکت کنندگان نبیند