در درس پنجم دربارۀ رویکرد معرفتی ـ علمی فرهنگ غرب پس از رنسانس، مطالبی آموختید. آیا آن رویکرد را به یاد دارید؟ غرب معاصر چگونه از آن بحران علمی ـ معرفتی عبور کرد و با چه بحران علمی ـ معرفتی جدیدی مواجه شد؟
غرب معاصر در زمینه هستی شناسی رویکرد دنیوی داشت و به سکولاریسم معتقد بود. در زمینه انسان شناسی به اوماتیسم یا اصالت انسان دنیوی اعتقاد داشت و در زمینه معرفت شناسی به روشنگری خاص توجه داشت یعنی تنها به عقل گرایی و حس گرایی توجه نمود و وحی و شهود را کنار گذاشت. غرب معاصر با نفی رویکرد معنوی و دینی سعی در حل چالش نظری و عملی کرد ولی دچار چالش های معرفتی مانند محدودیت حس تجربه در شناخت و چالش های معنوی مانند پساسکولاریسم شد.