۱- سه سطر اول درس را با خط خوانا و زیبا بنویس.
خورشید وسطِ آسمان بود و از بالا به دریای آبی نگاه می کرد. ناگهان آب دریا موجی زد و قطره های آب به اطراف پراکنده شدند. خورشید قطرهی آبی را دید که خیلی ناراحت است. از او پرسید: «چرا این قدر نارحتی؟»....
۲- جاهای خالی را با کلمه های مناسب پر کن.
خورشید گفت: «چه شد که .............. آمدی؟».
ابر کوچولو به خورشید نزدیک شد و صورت .............. خورشید را بوسید.
قطره کوچولو خیلی .............. بود.
خورشید گرما و نور خود را .............. قطره کوچولو پاشید.
۳- دسته بندی کن.
زرد– گل– زنگ مدرسه– سفید– عطر– آبی– بوق– واق واق– گلاب

۴- اگر درختان زبان داشتند، به بچه هایی که از آن ها مواظبت نمی کردند، چه می گفتند؟
1- خورشید وسطِ آسمان بود و از بالا به دریای آبی نگاه می کرد. ناگهان آب دریا موجی زد و قطره های آب به اطراف پراکنده شدند. خورشید قطرهی آبی را دید که خیلی ناراحت است. از او پرسید: «چرا این قدر نارحتی؟»
قطره گفت :«دلم می خواهد مثل چند روز پیش، به شکل ابر در بیایم.» خورشید گفت :«چه شد که به دریا آمدید؟»
2- خورشید گفت: «چه شد که به دریا آمدی؟».
ابر کوچولو به خورشید نزدیک شد و صورت طلایی خورشید را بوسید.
قطره کوچولو خیلی ناراحت بود.
خورشید گرما و نور خود را روی قطره کوچولو پاشید.
3-

4- بچه ها منو اذیت نکنید و به من آسیب نرسانید زیرا ما درخت های خیلی مهربانیم و به شما میوه و از همه مهم تر اکسیژن میدهیم، بدون اکسیژن ما شما نمی توانید نفس بکشید. اگر با من مهربان باشید من بزرگتر می شوم و می توان سایه های بزرگتری برای شما ایجاد کنم تا در زیر آن بازی کنید.