۱- سه سطر بعدی را از روی درس بنویس.
مرد گفت: «من ....
۲- کلمه هایی را که «ها» دارند، از درس پیدا کن و بنویس.
۳- مخالف کلمه هایی را که زیر آن ها خط کشیده شده است، بنویس.
یک روز که چوپان، گوسفندان را به چرا برد، باران شدیدی شروع به باریدن کردن و سیل بزرگی به راه افتاد. چوپان برای نجات خود، بالای درختی رفت. سیل همهی گوسفندان را با خود برد.
۴- درباره تصویر، سه جمله از زبان گوسفندان بنویس.

1- مرد گفت: «من باور نمی کنم، آخر این همه آب، ناگهان از کجا آمد؟ چوپان گفت: شنیده ای که می گویند «قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود» این سیل همان آب هایی است که تو در شیر می ریختی و به مردم می فروختی. مرد با شنیدن حرف های چوپان در فکر فرو رفت.»
2- گوسفندها، حرف ها، آب ها
3- روز ≠ شب
شدیدی ≠ آرامی
بزرگی ≠ کوچکی
بالای ≠ پایین
برد ≠ نبرد
4- کمک، ای چوپان مهربان بیا به ما کمک کن ما داریم غرق می شویم، بیا ما را نجات بده. ما نمی توانیم شنا کنیم چطوری باید از سیل بیرون برویم؟