1) منم پور ایران و نام آورم ز نیروی شیران بود گوهرم
2) کنم جان خود را فدای وطن که با او چنین است پیمان من
3) دفاع از وطن، کیش فرزانگی است گذشتن ر جان، رسم مردانگی ست
4) کسی کز بدی ، دشمن میهن است به یزدان، که بدتر ز اهریمن است
5) مرا اوج عزّت در افلاک توست به چشمانِ من کیمیا خاک توست
رود ذرّه ای گر ز خاکت به باد به خون من آن ذره آغشته باد
1) من پسر ایرانم و از نیروای قویان بودنژادم.
2) جان خود را فدای وطن میکنم؛زیرا پیمان و عهدی که با او بسته ام این چنین است.
3) دفاع از سرزمین مادری مظهر دانایی و حکمت است. در راه وطن، جان خود را فدا کرد راه و رسم مردانگی است.
4) آن کسی که از روی بدذاتی دشمن وطن باشد، به خداوند قسم که از شیطان هم بدتر باشد.
5) اوج عزت و شرف من در آسمان تو نمایان شده و از نظر من خاک تو همچون کیمیا با ارزش است.
6) اگر ذره ی کوچکی از خاک تو جدا شود، آرزو میکنم آن ذره با خود من آمیخته شود(در راه تو آرزو شهادت میکنم)