1 جملاتی که با «چیست» پایان می پذیرند و جملاتی که با «چرا» آغاز می شوند با کدام یک از دو مبحث اصلی منطق ارتباط دارند؟
1 علم منطق از دو بخش اصلی «تعریف» و «استدلال» تشکیل شده است. جملاتی که با کلمه «چیست» تمام میشوند به مبحث تعریف ارتباط دارند، زیرا از طریق آنها میخواهیم یک مفهوم ناشناخته را به کمک اطلاعات قبلی خود بشناسیم. جملاتی که با کلمه «چرا» شروع میشوند به مبحث استدلال مربوط هستند، زیرا در آنها به دنبال دلیل آوردن و رسیدن به یک نتیجه جدید هستیم.
2 از میان موارد زیر تصورها و تصدیق ها را مشخص کنید:
منطق معیار تفکر است، منطق، تصدیق بخشی از علم است، کوه سهند، ارتفاعات کوه سهند، کوه سهند مرتفع است.
2
منطق معیار تفکر است: تصدیق (یک جمله کامل خبری است که در آن حکمی داده شده است).
منطق: تصور (یک ادراک و مفهوم ساده است و حُکمی ندارد).
تصدیق بخشی از علم است: تصدیق (یک جمله کامل و خبری است).
کوه سهند: تصور (فقط یک مفهوم ساده است و خبری در آن نیست).
ارتفاعات کوه سهند: تصور (یک مفهوم است و خبر کاملی به ما نمیدهد).
کوه سهند مرتفع است: تصدیق (جمله خبری است که در آن صفت مرتفع بودن را به کوه سهند نسبت دادهایم).
3 اگر ذهن انسان به طور طبیعی بر اساس قواعدی می اندیشد، چه نیازی به خواندن منطق داریم و چرا به صرف خواندن کتاب های منطق از خطای ذهن مصون نمی مانیم؟
3 با اینکه ذهن ما بهطور طبیعی قوانین را رعایت میکند، اما همیشه در معرض لغزش است و مخصوصاً در مسائل پیچیده یا تعریفهای دقیق دچار اشتباه میشود. علم منطق به ما کمک میکند تا دلیل این خطاها را سریعتر و دقیقتر پیدا کنیم.
دلیل اینکه فقط خواندن کتاب کافی نیست، این است که منطق یک علم کاربردی است و یادگیری آن دقیقاً مثل یادگیری دوچرخهسواری است. همانطور که فقط با خواندن یک دفترچه راهنما نمیتوان دوچرخهسوار ماهری شد، در منطق هم برای دوری از خطای ذهن، حتماً به تمرین و استفاده عملی در زندگی نیاز داریم.