برای کودکی که ناچار است همیشه از چرخک (صندلی چرخ دار) استفاده کند، یک داستان کوتاه با موضوع تاب آوری، تحمل و امید بنویسید.
یک روز پسری روی یک ویلچر در سالن والیبال پسران نشسته بود و با حسرت به بچه ها نگاه می کرد که با خوشحالی بازی می کردند خیلی دلش می خواست جای آنها بود در افکارش غرق بود که یکی از بچه ها او را صدا زد و به او پیشنهاد بازی داد اوهم با خوشحالی قبول کرد و به زمین بازی رفت و از اینکه از او دعوت کرده بودند بسیار خوشحال بود و هیچوقت فکر نمی کرد که بتواند به همراه ویلچرش بازی کند.