١ گفت و گو کنید.
الف شباهت های این دو ماجرا چه مواردی بود؟
ب در ماجراهایی که نقل شد، افرادی که پیشقدم شده بودند تا به دیگری کمک کنند، چه دلیلی برای کار خود آوردند؟ بیان کنید.
پ اگر در این ماجراها احساس مسئولیت و همکاری وجود نداشت، چه اتفاقاتی می افتاد؟
ت اگر در خانواده و فامیل برای کسی اتفاق ناخوشایندی پیش بیاید، آیا صحیح است ما بی تفاوت باشیم؟
الف شباهت هر دو ماجرا این بود که در هر دو یک مشکل و شرایط سختی پیش آمده بود و افراد نسبت به آن بیتفاوت نماندند. آنها با همفکری، گفتوگو و تقسیم کار با یکدیگر همکاری کردند و توانستند آن مشکل را به خوبی برطرف کنند.
ب در ماجرای اول، فریده خانم دلیل آورد که: «ما وظیفه داریم حالا که شرایط سختی برای برادرمان به وجود آمده، به او کمک کنیم». در ماجرای دوم، جلال به دوستانش گفت: «ما باید تلاش کنیم و با همفکری و همکاری، چارهای برای این مشکل پیدا کنیم».
پ در ماجرای اول، اگر احساس مسئولیت و همکاری وجود نداشت، حادثه پیش آمده برای احمدآقا و خانوادهاش غیرقابل تحمل میشد و کارهایی مثل رفتن به درمانگاه، مدرسه بردن فرزند و مراقبت از نوزاد روی زمین میماند. در ماجرای دوم نیز، بوی بد زبالهها و آلودگی همچنان ساکنان شهرک را آزار میداد و مسیر جویهای آب بسته میماند.
ت خیر، صحیح نیست. شایسته است قوم و خویشها در زمانهای لازم به یاری یکدیگر بشتابند و نسبت به گرفتاریها و مشکلات هم بیتفاوت نباشند. از آنجایی که انسان موجودی اجتماعی و مسئول آفریده شده است، نمیتواند نسبت به اتفاقاتی که برای دیگران میافتد بیتفاوت بماند.