- وقتی آن مرد فقیر با غذا وارد خانه شد، فرزندانش چه گفتند؟
2- آن مرد فقیر به فرزندانش چه گفت؟
3- آن شب وقتی بچّههای آن مرد خوابشان برد، چه خوابی دیدند؟

1- خیلی خوشحال شدند و فریاد زدند وای خدای بزرگ، بابا برای ما غذا آورده است و امشب گرسنه نمی خوابیم.
2- گفت خانواده ای بزرگ و گرامی امشب غذایشان را به من دادند تا برای شما بیاورم تا شما گرسنه نمانید.
3- چون بیشتر اوقات گرسنه می خوابیدند، و امشب آرامش بیشتری داشتند و خواب دیدند که شاد و خرم در کنار یکدیگر بازی می کنند.