1 معنی و مفهوم عبارت های زیر را به نثر روان بنویسید.
* عاکفانِ کعبه جلالش به تقصیر عبادت معترف که: ما عَبَدناکَ حقَّ عِبادَتَکَ
* یکی از صاحبدلان سر به جَیب مراقبت فرو برده و در بحر مکاشفت مستغرق شده.
1 معنی عبارت اول: گوشهنشینانِ درگاه با عظمت خداوند، به کوتاهیِ خود در بندگی اعتراف میکنند و میگویند: «پروردگارا، ما تو را آنگونه که شایسته بندگیِ توست، عبادت نکردیم».
معنی عبارت دوم: یکی از عارفان و خداشناسان، در حال تفکر و مراقبه (توجه به درون) بود و در دریای شناخت حقایق الهی غرق شده بود.
2 مفهوم کلی مصراع های مشخص شده را بنویسید.
* ابرو باد و مه و خورشید و فلک درکارند تا تو نانی به کف آرّی و به غفلت نخوری
* چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان؟
* گر کسی وصف او ز من پرسد بی دل از بی نشان چه گوید باز؟
2 مفهوم مصراع «تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری»: لزوم شکرگزاری از نعمتهای الهی و پرهیز از ناسپاسی و بیخبری.
مفهوم مصراع «چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان؟»: داشتن تکیهگاه و راهنمای مطمئن (مانند پیامبر اکرم)، باعث آرامش و نجات انسان از سختیها و خطرات میشود.
مفهوم مصراع «بیدل از بینشان چه گوید باز؟»: ناتوانی عارف و عاشق از توصیف پروردگار؛ زیرا خداوند قابل وصف نیست و در درک انسان نمیگنجد.
3 از کدام سطر درس، مفهوم بیت زیر قابل استنباط است؟
هیچ نقّاشت نمی بیند که نقشی برکند وان که دید از حیرتش کلک از بَنان افکنده ای
سعدی
3 مفهوم این بیت از سطر پایانی درس قابل استنباط است: «چون برسیدم، بوی گُلم چنان مست کرد که دامنم از دست برفت!».
هر دو عبارت به این موضوع اشاره دارند که وقتی عارف به مقام شناخت و تجلی پروردگار میرسد، چنان حیرتزده و از خود بیخود میشود که توانایی توصیف او را از دست میدهد.