مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب قلمرو فکری صفحه 155 درس 17 فارسی دوازدهم

پایه دوازدهم تجربی فارسی دوازدهم فصل 17: خندۀ تو

1 درک و دریافت خود را از متن زیر بنویسید.

«و اگر دیدی، به ناگاه / خون من بر سنگ فرش خیابان جاری است، / بخند؛ زیرا خنده تو / برای دستان من، / شمشیری است آخته.»

مفهوم این بخش، تأکید بر نقش امیدبخش و نیرودهندۀ عشق است. شاعر می‌گوید حتی در سخت‌ترین و تلخ‌ترین شرایط مبارزه (کشته شدن و جاری شدن خون بر زمین)، لبخند و شادمانی تو به من انگیزه و قدرت مقاومت می‌دهد. در واقع، خندۀ یار برای شاعر مانند یک سلاح بُرنده (شمشیر آخته) است که با آن مرگ و ناامیدی را شکست می‌دهد و به او توان ایستادگی می‌بخشد.

2 متن درس را با مفهوم سروده زیر مقایسه کنید.

چه خوش فرمود آن پیر خردمند                وزین خوشتر نباشد در جهان پند

اگر خونین دلی از جور ایّام                       «لب خندان بیاور چون لب جام»

به پیش اهل دل، گنجی ست شادی          که دستاورد بی رنجی ست شادی

به آن کس می رسد زین گنج بسیار           که باشد شادمانی را سزاوار

چو گل هر جا که لبخند آفرینی                  به هر سو رو کنی لبخند بینی

مشو در پیچ و تاب رنج و غم ، گم              به هر حالت تبسّم کن، تبسّم

فریدون مشیری

شباهت: هر دو شعر بر اهمیت، ارزش و تأثیر معجزه‌آسای لبخند، امید و شادمانی در برابر سختی‌ها و رنج‌های زندگی تأکید دارند.

تفاوت: در سرودۀ فریدون مشیری، لبخند زدن یک پند اخلاقی و توصیه‌ای عمومی است که به انسان‌ها یادآوری می‌کند حتی در هنگام رنج و اندوه (خونین‌دلی) باید شادمانی کنند تا جهان اطرافشان نیز زیبا شود. اما در متن درس (سرودۀ پابلو نرودا)، خندۀ یار جنبۀ عمیق‌تر و مبارزاتی دارد؛ در اینجا خنده تنها یک حالت چهره یا توصیۀ اخلاقی نیست، بلکه برای شاعر سرچشمۀ حیات، سلاح مقاومت و تنها دلیل او برای ادامۀ زندگی و مبارزه با ظلم است.

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: کباب غاز

محتوا مورد پسند بوده است ؟

1 - 1 رای