ای مادرِ عزیز
ای مادر عزیز که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
مادر عزیزم که میخواهم جانم را فدایت کنم. جانم را فدای مهربانی، لطف و صفای تو خواهم کرد.
هرگز نشد محبت یاران و دوستان
هم پایه ی محبت و مهر و وفای تو
هیچ وقت محبتی که دوستان و آشنایان به من میکنند به اندازه مهر و محبتی که تو میکنی نمیشود.
مهرت برون نمی رود از سینه ام که هست
این سینه، خانه ی تو و این دل، سرای تو
محبت و مهربانی تو هیچ وقت از دلم بیرون نمیرود. چون این دل برای همیشه خانه و جایگاه خواهد بود.
ای مادر عزیز که جان داده ای مرا سهل است
اگر که جان دهم اکنون برای تو
مادر عزیزم که که به من جان و زندگی بخشیدی. برای تو جان بدهم هم ارزشی ندارد.
خشنودی تو مایه ی خشنودی من است
زیرا بود رضای خدا در رضای تو
اگر تو راضی و خشنود باشی من هم همینطور خواهم بود. چون وقتی تو راضی باشی خدا هم راضی است.
گر بود اختیار جهانی به دست من
میریختم تمام جهان را به پای تو
ابوالقاسم حالت
اگر اختیار دنیا با من بود، تمام دنیا را برای جبران زحماتت به پای تو می ریختم.