ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توأم راهنمایی
پروردگارا، تنها نام تو را بر زبان میآورم و تو را یاد میکنم، زیرا تو از هر نقصی پاکی و شایسته خدایی هستی؛ تنها در راهی قدم میگذارم که تو به من نشان داده باشی.
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی
تنها به درگاه تو پناه میآورم و فقط در مسیر لطف و بخشش تو حرکت میکنم؛ تنها یگانگی تو را بیان میکنم، زیرا فقط تو سزاوار یکتایی و پرستش هستی.
تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
تو نماینده فضلی تو سزاوار ثنایی
خداوندا، تو دانا، بزرگ، بخشنده و مهربان هستی؛ تو نشاندهنده لطف و احسانی و تنها تو سزاوار ستایشی.
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
توصیف کردن تو امکانپذیر نیست، زیرا در فهم و درک محدود انسان نمیگنجی؛ نمیتوان برای تو شبیه و مانندی آورد، زیرا در خیال و تصور انسان نیز جا نمیگیری.
همه عزّی و جلالی همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری همه جودی و جزایی
تو سراسر شکوه، بزرگی، دانش و یقینی؛ تو سراسر نور، شادمانی، بخشش و پاداشدهندهای.
همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی
همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی
تو از تمام اسرار پنهان آگاهی و همه عیبها و گناهان را میپوشانی؛ تو هستی که هر فزونی (مثل تکبر) را میکاهی و هر کمبود و کاستی را جبران میکنی.
لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
تمام وجود سنایی (لب و دندان) پیوسته از یگانگی تو سخن میگوید، به این امید که از آتش جهنم راه نجاتی پیدا کند.