مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب نوشتن صفحه 80 درس 10 فارسی نهم

پایه نهم فارسی نهم فصل 10: آرشی دیگر

1. در مصراع هاي زير، واژه هاي نادرست املايي را بيابيد و شكل صحيح آنها را بنويسيد.

الف) ناگهان تكبير پر واكرد              در ميان آتش و باروت، غوقا كرد.

ب) اين طرف تنها صلاح جنگ، ايمان بود          خانه هاي خاك و خون خورده        مهد شيران و دليران بود.

پ) دشمن بد عهد بي انصاف         با حجوم بي امان خود          مرزها را جا به جا مي کرد.

2. هر يك از بيت هاي زير به كدام داستان اشاره دارد؟ چكيدة آنها را در دو بند بنويسيد. (دو مورد انتخاب شود.)

الف) چون سگ اصحاب کهف، آن خرس زار          شد ملازم در پی آن بُردبار

                                                                                           مولوی

ب) بزد تير بر چشم اسفنديار              سيه شد جهان پيش آن نامدار

                                                                                 فردوسی

3. درك و دريافت خود را از سرودۀ زير، در دو بند بنويسيد.

»آسمان از شوق، دف مي زد / شطّ خرّمشهر، كف مي زد / شهر يكباره به هوش آمد / چشم اشك

آلوده را واكرد / بر فراز گنبدي زيبا / پرچم خود را تماشا كرد«.

1. الف) غوقا = غوغا

ب) صلاح = سلاح

پ) حجوم = هجوم

2. الف) داستان اصحاف کهف: اصحاب کهف (یاران غار) چند تن از اهالی با ایمان یونان بودند که در

زمان دقیانوس بت پرست، خداپرست بودند و از ترس دقیانوس به غاری پناه بردند و خوابیدند. خواب

این مردان با ایمان حدود 309 سال طول کشید و چون از خواب بیدار شدند، انگار که چند ساعت از

روز را خوابیده بودند. خود از ماجرا بی خبر بودند احساس گرسنگی کردند، یکی از آن ها برای تهیه

غذا به شهر رفت. در معامله سکّه ای را که همراه داشت به فروشنده داد، چون سکه او مربوط به دوره

دقیانوس بود او را نزد حاکم بردندحاکم متوجه اتفاق شد. مردم به همراه حاکم برای آوردن آن چند

نفر دیگر به غار رفتند اما آن مردان با ایمان راضی نشدند که به شهر برگردند و دعا کردند که خدا

آنها را بمیراند و بعد به خوابی رفتند که دیگر بیدار شدنی در کار نبود و ...

ب) این بیت به داستان اسفندیار و رستم اشاره دارد. اسفندیار، شاهزاده ایرانی و رستم نیز پهلوان

نامدار ایرانی است. شاه ایران قصد ندارد که اسفندیار را به جانشینی خود انتخاب کند، از آن سو هم

دل خوشی از رستم ندارد. به همین دلیل آتش جنگ بین این دو پهلوان نامی را روشن می کند. در

جنگ تن به تن نه رستم موفق می شود اسفندیار را از پای در آورد و نه اسفندیار می تواند علیه

رستم کاری انجام دهد. تا اینکه رستم نزد سیمرغ می رود و سیمرغ می گوید که اسفندیار رویین تن

است؛ یعنی هیچ تیر یا شمشیری در وی اثر نمی کند، همه جای بدن او ضدّ ضربه است. سیمرغ می گوید

که زرتشت پیامبر ایران باستان، اسفندیار را در چشمه زندگی شست و شو داد اما هنگام فرو

رفتن در آب، اسفندیار چشمان خود را بست و چشمانش از گزند آسیب ها مصون نماند، رستم بر

اساس همین ضعف اسفندیار در جنگ با او تیر را به چشم اسفندیار زد و او را شکست داد.

3. با جان فشانی محمّد حسین فهمیده و شهیدان دیگر، سرزمین خرّمشهر خوشحال شد. مردان

دیگری مانند این شهید بزرگوار خود را به شهر رساندند و شهر را از انسانهای پلید پس گرفتند و

پرچم عزیز ایران را بر بلندای آن به اهتزاز در آوردند

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: راز موفّقيت

محتوا مورد پسند بوده است ؟

3.93 - 108 رای