به کمک دوستان خود، ادامه ی داستان «کودک شجاع» را در چند جمله بنویسید.
آنها دوست داشتند تا همانند محمد شجاع بودند و از مامون و سربازانش نمی ترسیدند. بچه ها دور محمد جمع شدند و به او آفرین گفتند و از کاری که کرده بود شگفت زده بودند. محمد به بچه ها گفت : جز از خداوند بزرگ از هیچ کسی نترسید.