نصب اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب گنج حکمت(تجسم عشق) صفحه 144 درس 17 فارسی یازدهم

پایه یازدهم تجربی فارسی یازدهم فصل 17: خاموشی دريا

آنگاه برزیگری گفت: با ما از «کار» سخن بگو،

و او در پاسخ گفت:

من به شما می گویم که زندگی به راستی تاریکی است؛ مگر آنکه شوقی باشد،

و شوق همیشه کور است؛ مگر آنکه دانشی باشد،

و دانش همیشه بیهوده است ؛ مگر آنکه کاری باشد،

و کار همیشه تهی ست؛ مگرآنکه مِهری باشد.

شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید، و پیوسته بار وظیفه ای را بی رغبت به دوش کشید،

زنهار، دست از کار بشویید؛

زیرا آن که با بی میلی، خمیری در تنور نهد، نانِ تلخی واستاند که انسان را تنها نیمه سیر کند.

کار، تجسّم عشق است!

در آن هنگام کشاورزی گفت: با ما از کار کردن حرف بزن

و او در پاسخ گفت:

من به شما این مطلب را می گویم که حقیقت زندگی تاریکی و خاموشی است مگر آنکه شوق و نشاطی وجود داشته باشد.

و شوق و نشاط بیهوده و بی فایده است مگر آنکه علم و دانشی پشت آن باشد.

و علم و دانش بیهوده و عبث خواهد بود مگر آنکه به کار انسانی بیاید

و و کاری که پشت آن مهر و عشق نباشد عبث و بی فایده است.

اگر در توان شما آمیختن مهر و عشق و محبت به کار وجود ندارد و همیشه به عنوان یک وظیفه به کار نگاه می کنید؛

دست از کار کردن بکشید

زیرا کسی که با بی میلی خمیری در تنور قرار دهد نان تلخ و بی مزه ای در اختیار انسان قرار خواهد داد.

کار نماد و مبیّن عشق و محبت است!

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: قصّۀ عینکم

محتوا مورد پسند بوده است ؟

4.01 - 14 رای