با دقّت به داستان گوش کنید و به پرسش ها پاسخ دهيد.
1 به نظر شما ماجراهای ابتدای داستان در چه موقعی از سال اتّفاق افتاده است؟
زمستان
2 رود چگونه پر آب شد؟
با تابش شدید آفتاب برف هایی که روی قلّه کوه بودند، قطره قطره آب شده و آب ها قطره قطره از کوه سراریز شدند و اندک اندک رود را پر آب کردند.
3 با توجّه به داستان، شخصيت رود و برف را با هم مقايسه كنيد.
رود شخصیتی متواضع و دلسوز بود و از کمک به دیگران لذّت می برد ولی برف شخصیتی مغرور و از خودراضی داشت و به کسی غیر از خود فکر نمی کرد.
4 چرا با مردن دانه ها و شكوفه ها، بهار هم می ميرد؟
زیرا اگر دانه ها بمیرند، دیگر درخت یا بوته ای سبز نمی شود که شکوفه کند و بهار را معنا کند.
5 کدام یک از جمله های داستان نشان دهنده ی غرور برف است؟
جوابی که برف در پاسخ کمک خواستن رود داد، نشانه های غرور کاملاٌ مشهود است:
برف: ببین من چقد سپید و پاکیزه ام. چطور می توانی مثل من باشی.