درسنامه کامل زیست شناسی یازدهم فصل 2 حواس
تعداد بازدید : 8.82Mخلاصه نکات زیست شناسی یازدهم فصل 2 حواس - درسنامه شب امتحان زیست شناسی یازدهم فصل 2 حواس - جزوه شب امتحان زیست شناسی یازدهم نوبت اول فصل 2 حواس
کار گیرنده های حسی
گیرنده حسی و مأموریت آن
برای درک عمیق این موضوع، گیرنده حسی را مانند یک «مترجم» تصور کن. دنیای بیرون با زبانهای مختلفی (مثل نور، صدا، گرما و مواد شیمیایی) با بدن ما صحبت میکند، اما مغز ما فقط یک زبان را میفهمد: زبان پیامهای عصبی (جریان الکتریکی).
تعریف علمی: گیرنده حسی در واقع یک یاخته (سلول) یا حتی بخشی از یک یاخته است که اثر محرکهای محیطی را دریافت کرده و آن را به پیام عصبی تبدیل میکند.
انواع محرکها: صدا، فشار، اکسیژن، گرما و نور نمونههایی از این محرکها هستند که هر کدام گیرنده ویژه و تخصصی خود را در بدن تحریک میکنند.
طبقهبندی گیرندهها (بر اساس نوع محرک)
با وجود گستردگی گیرندهها، میتوانیم آنها را در پنج دسته کلی و بسیار مهم طبقهبندی کنیم:
1 گیرندههای مکانیکی (حساس به فشار، کشش و ارتعاش)
2 گیرندههای شیمیایی (حساس به غلظت مواد، بو و مزه)
3 گیرندههای دمایی (حساس به تغییرات گرما و سرما)
4 گیرندههای نوری (حساس به فوتونهای نور)
5 گیرندههای درد (حساس به آسیبهای بافتی)
مکانیسم عمل
اینجا دقیقاً همان جایی است که باید عمیق فکر کنی! یک اتفاق فیزیکی یا شیمیایی چگونه تبدیل به الکتریسیته (پیام عصبی) در بدن میشود؟
راز اصلی در غشای سلول است: عوامل مختلفی مثل تغییر شکل فیزیکی (در اثر فشار)، مواد شیمیایی و یا تغییرات دما، باعث میشوند میزان نفوذپذیری غشای گیرنده به یونها تغییر کند.
تغییر پتانسیل الکتریکی: با تغییر نفوذپذیری، یونها (مانند سدیم و پتاسیم) جابهجا میشوند و در نتیجه پتانسیل الکتریکی غشای گیرنده تغییر میکند. این تغییر پتانسیل، همان جرقه اولیه برای ایجاد پیام عصبی است.
بررسی یک مثال طلایی: گیرنده فشار پوست
برای درک بهتر، در عکس زیر گیرنده فشار پوست زیر ذرهبین برده شده است.

ساختار گیرنده فشار:
این گیرنده در واقع انتهای دارینه (دندریت) یک نورون حسی است.
این انتهای دارینهای لخت نیست؛ بلکه درون یک پوشش چندلایه و انعطافپذیر از جنس بافت پیوندی قرار گرفته است.
مراحل گامبهگام ایجاد پیام در گیرنده فشار:
1 ورود محرک: نیروی مکانیکی (فشار) به پوست وارد میشود.
2 تغییر شکل: پوشش بافت پیوندی فشرده شده و رشته دارینه درون آن را تحت فشار قرار داده و تغییر شکل میدهد.
3 باز شدن دروازهها: این تغییر شکل فیزیکی باعث میشود کانالهای یونی موجود در غشای گیرنده (دارینه) باز شوند.
4 تولید پیام: با ورود و خروج یونها، پتانسیل الکتریکی غشا تغییر کرده و پیام عصبی در دارینه ایجاد میشود.
6 مخابره: پیام عصبی ایجاد شده از طریق نورون حسی به دستگاه عصبی مرکزی (مغز و نخاع) ارسال میشود تا پردازش گردد.
نکته
دوست من، همیشه در حل سوالات به تفاوت بین «بخش دریافتکننده» و «بخش هدایتکننده» دقت کن. در گیرنده فشار، این دارینه است که درون کپسول پیوندی قرار دارد و نقش گیرنده را بازی میکند، نه آسه (آکسون).
مای درس ، برترین اپلیکیشن کمک درسی ایران
پوشش تمام محتواهای درسی پایه یازدهم- آزمون آنلاین تمامی دروس پایه یازدهم
- گام به گام تمامی دروس پایه یازدهم
- ویدئو های آموزشی تمامی دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای از جزوات و نمونه سوالات تمامی دروس پایه یازدهم
- فلش کارت های آماده دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای جامع از انشاء های آماده پایه یازدهم
- آموزش جامع آرایه های ادبی، دستور زبان، قواعد زبان انگلیسی و ... ویژه پایه یازدهم
سازش گیرندهها
پدیده «سازش»
برای درک این مفهوم، تصور کن وارد اتاقی میشوی که بوی غذا یا عطر خاصی در آن میآید.
آیا تا به حال توجه کردهای که پس از گذشت مدتی، دیگر آن بو را احساس نمیکنی؟
در این حالت، نه مولکولهای بودار در محیط کم شدهاند و نه گیرندههای بویایی تو از کار افتادهاند.
از نظر علمی، وقتی گیرندههای حسی برای مدتی در معرض یک «محرک ثابت» قرار میگیرند، پیام عصبی کمتری ایجاد میکنند یا حتی ممکن است اصلاً پیامی ارسال نکنند.
ما به این پدیده شگفتانگیز زیستی، سازش گیرندهها میگوییم.
فایده سازش گیرندهها
این پدیده باعث میشود اطلاعات کمتری به سمت مغز ارسال شود.
در نتیجه این فیلتر شدن پیامهای تکراری، مغز فرصت پیدا میکند تا اطلاعات مهمتر و تغییرات جدید محیطی را با دقت بیشتری پردازش کند.
مثال
سازش گیرندههای فشار در پوست موجب میشود ما پس از پوشیدن لباس، دیگر تماس و وجود لباس را روی بدنمان حس نکنیم.
استثنای حیاتی
این بخش برای تحلیل و پاسخگویی به سوالات بسیار کلیدی است! گیرندههای حس درد سازش پیدا نمیکنند.
دلیل این عدم سازش بسیار هوشمندانه است؛ درد در واقع یک سازوکار حفاظتی برای بدن ماست.
عدم سازش گیرندههای درد کمک میکند تا زمانی که محرک آسیبرسان (مثل بریدگی، سرمای شدید یا لاکتیک اسید) وجود دارد، فرد از وجود آن مطلع بماند و برای برطرف کردن عامل ایجاد درد واکنش مناسب نشان دهد.
نکته
در این مبحث نیازی به بررسی تصویر خاصی از کتاب نیست، اما چیزی که به آن نیاز داری، «درک چرایی» این پدیده است. همیشه در زیستشناسی به دنبال منطق سیستمها باش. اگر گیرندههای درد سازش میکردند، ما متوجه تخریب بافتهایمان نمیشدیم و خطرات جبرانناپذیری ما را تهدید میکرد!
جزوات جامع پایه یازدهم
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 1 تنظیم عصبی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 2 حواس
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 3 دستگاه حرکتی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 4 تنظیم شیمیایی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 5 ایمنی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 6 تقسیم یاخته
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 7 تولیدمثل
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 8 تولیدمثل نهان دانگان
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 9 پاسخ گیاهان به محرک ها
طبقهبندی حواس
حواس پیکری (گستردگی در سراسر بدن)
این حواس اندام مخصوص و متمرکزی ندارند، بلکه گیرندههای آنها در بخشهای مختلف بدن مثل پوست، ماهیچههای اسکلتی و زردپیها پراکنده شدهاند.
ساختار گیرندههای حواس پیکری چگونه است؟ این گیرندهها عموماً به دو شکل دیده میشوند:
انتهای دارینه (دندریت) آزاد: بدون هیچ پوششی هستند، مانند گیرندههای درد یا گیرنده دما.
انتهای دارینه درون پوشش پیوندی: دارینه درون کپسولی از بافت پیوندی قرار دارد، مانند گیرنده فشار در پوست.

انواع حواس پیکری:
حواس پیکری شامل چهار حس اصلی زیر هستند:
1 حس تماس (گیرندههای مکانیکی):
با تماس، فشار یا ارتعاش تحریک میشوند.
تعداد آنها در همه جای پوست یکسان نیست؛ مثلاً در نوک انگشتان و لبها تجمع بیشتری دارند و به همین دلیل این نواحی حساسترند.
2 حس دما:
این گیرندهها (که انتهای دارینه آزاد هستند) در پوست و همچنین بخشهای درونی بدن مثل برخی سیاهرگهای بزرگ قرار دارند.
گیرندههای درونی به تغییرات دمای درون بدن، و گیرندههای پوستی به تغییرات دمای سطح بدن (سرما و گرما) حساساند.
3 حس وضعیت (گیرندههای مکانیکی):
به مغز اطلاع میدهند که قسمتهای مختلف بدن هنگام حرکت یا سکون نسبت به هم چه وضعیتی دارند.
محل قرارگیری آنها در ماهیچههای اسکلتی، زردپیها و کپسول پوشاننده مفصلها است.
آنها به «کشیده شدن» حساساند؛ مثلاً با حرکت دست، گیرندههای درون ماهیچه کشیده شده و تحریک میشوند.

4 حس درد:
این گیرندهها انتهای دارینه آزاد هستند و در پوست و دیواره سرخرگها یافت میشوند.
به آسیبهای بافتی (عوامل مکانیکی مثل بریدگی، سرما/گرمای شدید و مواد شیمیایی مثل لاکتیک اسید) پاسخ میدهند و سازش پیدا نمیکنند.
حواس ویژه (تمرکز در اندامهای خاص)
برخلاف حواس پیکری که پراکنده بودند، گیرندههای حواس ویژه در «اندامهای حسی ویژهای» متمرکز شدهاند و ساختارهای بسیار تخصصیتری دارند.
این حواس شامل ۵ دسته هستند:
1 بینایی: (گیرندههای نوری مستقر در چشم)
2 شنوایی: (گیرندههای مکانیکی مستقر در گوش)
3 تعادل: (گیرندههای مکانیکی مستقر در بخش دهلیزی گوش)
4 بویایی: (گیرندههای شیمیایی مستقر در سقف حفره بینی)
5 چشایی: (گیرندههای شیمیایی مستقر در جوانههای چشایی روی زبان)
نکته
برای تسلط بر این بخش، سعی کن همیشه گیرندهها را از سه جنبه تحلیل کنی:
نوع محرک (مکانیکی، شیمیایی، نوری و غیره)، محل قرارگیری (پوست، زردپی، چشم و غیره) و شکل ساختاری (آزاد یا پوششدار).
حواس پیکری
حواس پیکری
از نظر ساختاری، گیرندههای حواس پیکری عموماً به دو شکل دیده میشوند:
1 انتهای دارینه (دندریت) آزاد: بدون کپسول هستند، مانند گیرندههای درد.
2 انتهای دارینه درون پوشش پیوندی: مانند گیرنده فشار در پوست.
حس تماس (درک فشار و ارتعاش)
نوع گیرنده: از نوع گیرندههای مکانیکی هستند.
عامل تحریک: با تماس، فشار یا ارتعاش تحریک میشوند.
محل قرارگیری و حساسیت: این گیرندهها در پوست قرار دارند، اما توزیع آنها در همه جای بدن یکسان نیست. بخشهایی که تعداد گیرنده بیشتری دارند (مانند نوک انگشتان و لبها)، حساسیت بسیار بالاتری نسبت به سایر نقاط بدن دارند.
حس دما (درک سرما و گرما)
شکل گیرنده: از نوع انتهای دارینه آزاد هستند.
محل قرارگیری و وظیفه:
- درون بدن: در برخی سیاهرگهای بزرگ قرار دارند و به تغییرات دمای درون بدن حساساند.
- سطح بدن: در پوست جای دارند و به تغییرات دمای سطح بدن پاسخ داده و سرما یا گرما را دریافت میکنند.
حس وضعیت (آگاهی از موقعیت بدن)
نوع گیرنده: از نوع گیرندههای مکانیکی هستند.
وظیفه: مغز را از چگونگی قرارگیری قسمتهای مختلف بدن نسبت به هم (هم در زمان سکون و هم در زمان حرکت) مطلع میکنند.
محل قرارگیری و عامل تحریک: در ماهیچههای اسکلتی، زردپیها و کپسول پوشاننده مفصلها قرار دارند و عامل اصلی تحریک آنها «کشیده شدن» است. مثلاً وقتی دستت را حرکت میدهی، گیرندههای درون ماهیچه کشیده شده و تحریک میشوند.

.
حس درد (زنگ خطر بدن)
نوع و شکل گیرنده: انتهای دارینه آزاد هستند.
محل قرارگیری: در پوست و برخی بخشهای دیگر بدن مانند دیواره سرخرگها یافت میشوند.
عامل تحریک: به هرگونه آسیب بافتی پاسخ میدهند. این آسیب میتواند ناشی از عوامل مکانیکی (مثل بریدگی)، سرما یا گرمای شدید، و یا مواد شیمیایی (مثل لاکتیک اسید در ماهیچه خسته) باشد.
- ویژگی طلایی و کنکوری: گیرندههای درد سازش پیدا نمیکنند! این یک سازوکار حفاظتی بینظیر است تا مادامی که محرک آسیبرسان وجود دارد، فرد به طور ناخودآگاه واکنش نشان دهد تا از تخریب بیشتر بافت جلوگیری کند.
تسکین درد: مالش دادن پوست در محل درد باعث تحریک برخی گیرندههای تماسی میشود و این کار از انتقال پیام عصبی درد جلوگیری کرده و درد را تسکین میدهد. (البته در دردهای ناشی از ضربدیدگی هرگز نباید محل را مالش داد، زیرا خطر جابهجایی استخوان شکسته وجود دارد.)

نکته
برای تسلط بر این مبحث، همیشه یک جدول ذهنی بساز و از خودت بپرس: «گیرنده فلان حس، از چه نوعی است؟ (مکانیکی/شیمیایی/...)»، «کجا قرار دارد؟»، و «عامل تحریکش چیست؟». قدرت تحلیل تو در درک همین تفاوتهای ظریف نهفته است.
مای درس ، برترین اپلیکیشن کمک درسی ایران
پوشش تمام محتواهای درسی پایه یازدهم- آزمون آنلاین تمامی دروس پایه یازدهم
- گام به گام تمامی دروس پایه یازدهم
- ویدئو های آموزشی تمامی دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای از جزوات و نمونه سوالات تمامی دروس پایه یازدهم
- فلش کارت های آماده دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای جامع از انشاء های آماده پایه یازدهم
- آموزش جامع آرایه های ادبی، دستور زبان، قواعد زبان انگلیسی و ... ویژه پایه یازدهم
بینایی
بینایی (ساختار کره چشم و اثر نور)
ما بیشتر اطلاعات محیط پیرامون را به کمک حس بینایی دریافت میکنیم. کره چشم در حفرهای استخوانی (کاسه چشم) قرار دارد و توسط ماهیچههایی حرکت میکند. همچنین پلکها، مژهها، بافت چربی روی کره چشم و اشک وظیفه حفاظت از آن را بر عهده دارند.
برای درک عمیق ساختار چشم، باید آن را به صورت لایهلایه از بیرون به درون بررسی کنیم.
لایه خارجی (سخت و محافظ)
این لایه بیرونیترین پوشش چشم است و از دو بخش تشکیل شده است:
صلبیه: بخش سفیدرنگ و محکم چشم است.
قرنیه: بخش جلویی و شفاف این لایه است که نور از آن عبور میکند.
لایه میانی (تغذیهکننده و تنظیمگر)
این لایه شامل سه بخش بسیار مهم است:
مشیمیه: لایهای رنگدانهدار و پر از مویرگهای خونی است
نکته
رنگدانه سیاه ملانین در این لایه و شبکیه، از بازتاب نور درون چشم جلوگیری کرده و برای دید واضح ضروری است
عنبیه: بخش رنگین چشم در پشت قرنیه است که در وسط آن سوراخ «مردمک» قرار دارد. عنبیه دارای دو گروه ماهیچه صاف است: ماهیچههای تنگکننده (با اعصاب پادآسیمپاتیک برای نور زیاد) و گشادکننده (با اعصاب آسیمپاتیک برای نور کم).
جسم مژگانی: حلقهای بین مشیمیه و عنبیه است که شامل ماهیچههای مژگانی میشود. عدسی چشم که همگرا و انعطافپذیر است، توسط رشتههایی به نام «تارهای آویزی» به این جسم مژگانی متصل میشود.
آبوهوای درون چشم (مایعات):
زلالیه: مایعی شفاف در فضای جلوی عدسی است که از مویرگها ترشح میشود. وظیفه آن تأمین اکسیژن و مواد غذایی برای عدسی و قرنیه (که خونرسانی مستقیم ندارند) و جمعآوری مواد دفعی آنهاست.
زجاجیه: مادهای ژلهای و شفاف در فضای پشت عدسی است که شکل کروی چشم را حفظ میکند.
لایه داخلی: شبکیه (مرکز گیرندهها)
داخلیترین لایه چشم که پیام عصبی در آنجا متولد میشود!
گیرندههای نوری: شامل یاختههای مخروطی (برای نور زیاد، تشخیص رنگ و جزئیات) و یاختههای استوانهای (برای نور کم) هستند. درون این گیرندهها مادهای حساس به نور وجود دارد که ویتامین A برای ساخت آن ضروری است.
نقطه کور: محلی در شبکیه که آسه (آکسون) یاختههای عصبی از آنجا خارج شده و عصب بینایی را تشکیل میدهند تا پیام را به مغز ببرند.
لکه زرد: بخشی از شبکیه در امتداد محور نوری کره چشم که در دقت و تیزبینی اهمیت دارد، زیرا گیرندههای مخروطی در آن فراوانترند.

اثر نور بر شبکیه (مسیر نور تا تولید پیام)
برای اینکه ببینیم، نور باید این مسیر استراتژیک را طی کند:
1 پرتوهای نور از قرنیه میگذرند و به علت انحنای قرنیه همگرا میشوند.
2 سپس از زلالیه، سوراخ مردمک، عدسی و زجاجیه عبور میکنند. (عدسی پرتوها را دقیقاً روی شبکیه متمرکز میکند)
3 با برخورد نور به شبکیه، ماده حساس به نور درون گیرندههای نوری تجزیه میشود.
4 این تجزیه، واکنشهایی را به راه میاندازد که به تغییر پتانسیل و ایجاد پیام عصبی منجر میشود.
نکته
در تستهای ترکیبی چشم، ترتیب عبور نور بسیار مهم است. به یاد داشته باش که پرتوهای نور در شبکیه، ابتدا از لایه یاختههای عصبی عبور میکنند تا به گیرندههای نوری (استوانهای و مخروطی) برسند. این یک نکته پنهان در شکل ۵ کتاب است که طراحان سوال عاشق آن هستند!
جزوات جامع پایه یازدهم
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 1 تنظیم عصبی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 2 حواس
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 3 دستگاه حرکتی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 4 تنظیم شیمیایی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 5 ایمنی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 6 تقسیم یاخته
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 7 تولیدمثل
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 8 تولیدمثل نهان دانگان
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 9 پاسخ گیاهان به محرک ها
تطابق
مفهوم تطابق
تصور کن دوربین عکاسی داری و میخواهی از یک پروانه که روی بینیات نشسته و سپس از کوهی در دوردست عکس بگیری. برای اینکه هر دو تصویر واضح باشند، لنز دوربین باید تنظیم شود. چشم ما نیز برای دیدن واضح اجسام در فاصلههای مختلف، باید تغییر همگرایی بدهد. به این فرایند تنظیم همگرایی عدسی چشم برای تشکیل تصویر واضح روی شبکیه (در هر دو حالت دور و نزدیک)، «تطابق» میگویند.
بازیگران اصلی فرایند تطابق
برای انجام تطابق، سه بخش مهم از لایه میانی چشم با هم همکاری میکنند:
جسم مژگانی (شامل ماهیچههای مژگانی): به عنوان موتور محرک عمل میکند.
تارهای آویزی: رشتههایی هستند که عدسی را به جسم مژگانی متصل نگه میدارند.
عدسی چشم: ساختاری انعطافپذیر است که میتواند ضخامت خود را تغییر دهد.
مکانیسم تطابق
این بخش به شدت تستخیز است و باید آن را به صورت یک رابطه علت و معلولی در ذهنت ثبت کنی:
الف هنگام دیدن اشیای نزدیک (نیاز به همگرایی بیشتر):
1 ماهیچههای جسم مژگانی منقبض میشوند.
2 این انقباض باعث میشود عدسی چشم ضخیم شود.
3 با ضخیم شدن عدسی، همگرایی آن افزایش مییابد و تصویر جسم نزدیک دقیقاً روی شبکیه تشکیل میشود.
ب هنگام نگاه کردن به اشیای دور (نیاز به همگرایی کمتر):
1 ماهیچههای جسم مژگانی استراحت میکنند (از حالت انقباض خارج میشوند).
2 این استراحت باعث میشود عدسی چشم کشیده شده و باریکتر (نازکتر) شود.
3 با باریک شدن عدسی، همگرایی کاهش مییابد و تصویر جسم دور به درستی روی شبکیه متمرکز میشود.

نکته
در زیستشناسی همیشه به دنبال منطق باش. جسم مژگانی مثل یک حلقه دور عدسی را گرفته است. وقتی یک عضله حلقوی «منقبض» میشود، سوراخ وسط آن تنگتر میشود! وقتی این حلقه تنگتر شود، کشش روی «تارهای آویزی» کم میشود و در نتیجه عدسی که ذاتا تمایل دارد کروی باشد، آزاد شده و ضخیم میگردد. این همان منطقی است که باعث میشود نیازی به حفظ کردن طوطیوار نداشته باشی!
بیماریها و اختلالات چشم
نزدیکبینی و دوربینی (اختلال در نقطه تمرکز نور)
این دو بیماری را همیشه در مقابل هم و به صورت مقایسهای یاد بگیر تا در ذهنت تثبیت شوند.
نزدیکبینی:
علت اول: کره چشم از اندازه طبیعی بزرگتر است.
علت دوم: تغییر همگرایی عدسی چشم.
نتیجه: پرتوهای نور اجسام دور، در جلوی شبکیه متمرکز میشوند. به همین دلیل فرد اجسام دور را واضح نمیبیند.
دوربینی:
علت اول: کره چشم از اندازه طبیعی کوچکتر است.
علت دوم: تغییر همگرایی عدسی چشم.
نتیجه: پرتوهای نور اجسام نزدیک، در پشت شبکیه متمرکز میشوند. به همین دلیل فرد این اجسام را واضح نمیبیند.

آستیگماتیسم (اختلال در کروی بودن سطوح)
علت: اگر سطح عدسی یا قرنیه کاملاً کروی و صاف نباشد، این بیماری رخ میدهد.
نتیجه: به دلیل این ناهمواری، همه پرتوهای نور در یک نقطه متمرکز نمیشوند و در نتیجه تصویر واضحی تشکیل نمیشود.
درمان: برای اصلاح دید این افراد، از عینکی استفاده میکنند که عدسی آن، عدم یکنواختی انحنای قرنیه یا عدسی چشم را جبران کند.

پیرچشمی (اختلال در تطابق)
علت: با افزایش سن، انعطافپذیری عدسی چشم کاهش پیدا میکند.
نتیجه: به دلیل کاهش انعطافپذیری، عمل تطابق دشوار میشود.
درمان: این حالت به کمک عینکهای ویژه اصلاح میشود.
آب مروارید (کدر شدن عدسی)
علتهای بروز: با افزایش سن، پروتئینهای موجود در ساختار عدسی تغییر میکنند. همچنین زیاد قرار گرفتن در معرض پرتوهای فرابنفش خورشید نیز ممکن است به این بیماری منجر شود.
نتیجه: این تغییرات باعث کاهش شفافیت عدسی شده و عدسی کدر میشود.
بیماری آب سیاه (افزایش فشار درون چشم)
برای درک این بیماری باید به پویایی مایع زلالیه توجه کنی.
مکانیسم طبیعی: مایع زلالیه به طور مرتب تولید میشود و به طور معمول از منافذ کوچک دور عنبیه به خون وارد میشود (تا فشار چشم ثابت بماند).
علت بیماری: اگر به علتی مسیر تخلیه این مایع مسدود شود، مایع جمع شده و فشار مایع داخل چشم افزایش مییابد.
خطر اصلی: افزایش فشار داخل چشم به تحلیل عصب بینایی و در نهایت کاهش بینایی منجر میشود.
نکته
طراحان کنکور معمولاً علت بیماریها را با هم ترکیب میکنند. در ذهنت این دستهبندی را داشته باش: «آستیگماتیسم» مربوط به شکل هندسی سطوح (قرنیه/عدسی) است، «نزدیکبینی/دوربینی» مربوط به قطر کره چشم یا همگرایی است، «پیرچشمی» مربوط به انعطافپذیری عدسی است، «آب مروارید» مربوط به شفافیت عدسی است و در نهایت «آب سیاه» به مایع زلالیه و عصب بینایی برمیگردد.
مای درس ، برترین اپلیکیشن کمک درسی ایران
پوشش تمام محتواهای درسی پایه یازدهم- آزمون آنلاین تمامی دروس پایه یازدهم
- گام به گام تمامی دروس پایه یازدهم
- ویدئو های آموزشی تمامی دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای از جزوات و نمونه سوالات تمامی دروس پایه یازدهم
- فلش کارت های آماده دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای جامع از انشاء های آماده پایه یازدهم
- آموزش جامع آرایه های ادبی، دستور زبان، قواعد زبان انگلیسی و ... ویژه پایه یازدهم
تشریح چشم (گامبهگام)
گام اول: جهتیابی و تشخیص ظاهری کره چشم
قبل از هر برشی، باید بدانیم چشم در چه جهتی در کاسه چشم قرار داشته است. برای این کار به نشانههای زیر دقت میکنیم:
تشخیص بالا و پایین چشم:
فاصله عصب بینایی تا قرنیه را بررسی میکنیم. سطحی از کره چشم که در آن فاصله عصب تا روی قرنیه بیشتر است، سطح بالایی چشم محسوب میشود و سطح دیگر سطح پایینی آن است.

تشخیص چپ یا راست بودن چشم:
چشم را طوری در دست بگیر که سطح بالایی آن رو به بالا باشد.
حالا به قرنیه نگاه کن؛ قرنیه کاملاً گرد نیست، بلکه به شکل تخم مرغ (بیضی) دیده میشود.
بخش پهنتر قرنیه همیشه به سمت بینی و بخش باریکتر آن به سمت گوش قرار دارد.
همچنین، عصب بینایی پس از خروج از چشم، به سمت مخالف (مرکز سر) خم میشود.

گام دوم: برش استراتژیک کره چشم
پس از جدا کردن بافتهای چربی و ماهیچهها، نوبت به برش میرسد.
صلبیه را با چاقوی جراحی در فاصله یک سانتیمتری از قرنیه سوراخ میکنیم و با قیچی دورتادور آن را میبریم.
نکته
قیچی را نباید خیلی درون کره چشم فرو ببریم، زیرا ممکن است ماده ژلهای زجاجیه آسیب ببیند.

گام سوم: کاوش درونی (بررسی ساختارها)
وقتی چشم را باز میکنیم، با ساختارهای شگفتانگیزی روبهرو میشویم:
مشاهده لایهها: سه لایه چشم (صلبیه، مشیمیه، شبکیه) و همچنین نقطه کور قابل مشاهدهاند. لایه شبکیه بسیار نازک است و باید مراقب باشیم هنگام کار جمع نشود.
عدسی و ضمائم آن: در کنار عدسی، «جسم مژگانی» و «تارهای آویزی» که عدسی را احاطه کردهاند دیده میشوند.
مایعات درون چشم: با خارج کردن آرام عدسی، مایع زلالیه و ماده ژلهای زجاجیه را میبینیم.
نکته
در حالت تشریح، زلالیه به طور کامل شفاف نیست، زیرا مقداری از دانههای سیاه ملانین از بخشهای دیگر چشم جدا شده و در آن رها شدهاند.
عنبیه و مردمک: جسم مژگانی به شکل حلقهای دور محل استقرار عدسی قرار دارد و درون این حلقه، عنبیه واقع شده است. عنبیه نازکتر است و شامل ماهیچههای صاف حلقوی (تنگکننده) و شعاعی (گشادکننده) است. سوراخ وسط عنبیه همان مردمک است. با جدا کردن عنبیه و جسم مژگانی، قرنیه شفاف و برآمده نمایان میشود.

گام تکمیلی: لایه درخشان (Tapetum Lucidum)
در پشت شبکیه چشم بسیاری از مهرهداران (مانند گاو)، لایهای به نام لایه درخشان وجود دارد.
وظیفه این لایه، بازتاباندن پرتوهای نور است تا گیرندههای نوری، نور بیشتری دریافت کنند.
این ساختار به دید بهتر جانور در شب کمک میکند و همان عاملی است که باعث درخشش چشم برخی حیوانات در تاریکی میشود.
نکته
تفاوت یادگیری سطحی و یادگیری عمیق در همین جزئیات است. در تشریح، همیشه سعی کن ساختارهای سهبعدی را با تصاویر دوبعدی کتاب در ذهنت تطبیق دهی. مثلاً وقتی میخوانی «جسم مژگانی به شکل حلقه است و عنبیه درون آن قرار دارد»، دقیقاً این ساختار متحدالمرکز را در ذهنت مجسم کن.
جزوات جامع پایه یازدهم
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 1 تنظیم عصبی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 2 حواس
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 3 دستگاه حرکتی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 4 تنظیم شیمیایی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 5 ایمنی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 6 تقسیم یاخته
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 7 تولیدمثل
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 8 تولیدمثل نهان دانگان
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 9 پاسخ گیاهان به محرک ها
شنوایی و تعادل
ساختار گوش (ایستگاههای سهگانه)
گوش انسان از سه بخش اصلی تشکیل شده است که هر کدام وظیفه خاصی دارند:
گوش بیرونی: شامل لاله گوش (برای جمعآوری امواج) و مجرای شنوایی است. موهای کرکمانند و مواد ترشحی درون این مجرا نقش حفاظتی دارند.
گوش میانی: محفظهای استخوانی و پر از هوا در پشت پرده صماخ است که سه استخوان کوچک (چکشی، سندانی و رکابی) در آن قرار دارند. مجرایی به نام «شیپور استاش» این بخش را به حلق وصل میکند تا فشار هوا در دو طرف پرده صماخ یکسان شود و پرده به درستی بلرزد.
گوش درونی: توسط استخوان گیجگاهی محافظت میشود و شامل دو بخش حلزونی (برای شنوایی) و دهلیزی (برای تعادل) است.

مسیر جادویی شنوایی (تبدیل ارتعاش به پیام عصبی)
این مسیر یک واکنش زنجیرهای بسیار دقیق است:
امواج صوتی به پرده صماخ برخورد کرده و آن را میلرزانند.
این لرزش به استخوان چکشی (که به پرده چسبیده)، سپس به سندانی و در نهایت به رکابی منتقل میشود.
کف استخوان رکابی روی پردهای به نام «دریچه بیضی» قرار دارد و لرزش آن، مایع درون بخش حلزونی گوش درونی را به حرکت درمیآورد.
در بخش حلزونی، گیرندههای مکانیکی (یاختههای مژکدار) قرار دارند که مژکهایشان با یک پوشش ژلاتینی در تماس است.
با لرزش مایع، مژکها خم شده، کانالهای یونی غشای آنها باز میشود و پیام عصبی تولید میگردد. سپس شاخه شنوایی عصب گوش این پیام را به مغز میبرد.

حفظ تعادل (راز ایستایی بدن)
در بخش دهلیزی گوش، سه «مجرای نیمدایره» عمود بر هم در سه جهت فضا وجود دارد.
درون این مجاری از مایع پر شده و یاختههای مژکدار (گیرندههای مکانیکی تعادل) درون مادهای ژلاتینی قرار دارند.
با چرخش سر، مایع به حرکت درآمده، ماده ژلاتینی و در نتیجه مژکها خم میشوند.
این تحریک باعث ایجاد پیام عصبی میشود که توسط شاخه دهلیزی (تعادلی) عصب گوش، برای آگاهی از موقعیت سر به مغز و بهویژه مخچه ارسال میشود.
حس بویایی
نوع گیرنده و محل قرارگیری
نوع گیرنده: گیرندههای بویایی از نوع گیرندههای شیمیایی هستند، زیرا توسط مواد شیمیایی (مولکولهای بودار) تحریک میشوند.
مکان دقیق: این گیرندهها در سقف حفره بینی قرار گرفتهاند.
عامل تحریک: زمانی که ما نفس میکشیم، مولکولهای بوداری که در هوای تنفسی وجود دارند، با این یاختهها تماس پیدا کرده و آنها را تحریک میکنند.
مسیر تولد تا پردازش پیام بویایی
برای اینکه متوجه یک بو شویم، پیام عصبی باید مسیر مشخصی را طی کند:
1 تحریک گیرندهها توسط مولکولهای بودار باعث تولید پیام عصبی میشود.
2 این یاختههای گیرنده، پیامهای بویایی را مستقیماً به بخشی از مغز به نام لوبهای پیازهای بویایی میبرند.
3 در نهایت، پیام بویایی برای درک و پردازش نهایی به قشر مخ ارسال میشود.

ارتباط بویایی و چشایی
یکی از نکات بسیار مهمی که طراحان سوال به آن علاقه دارند، تأثیر حس بویایی بر حس چشایی است.
حس بویایی در درک درست مزه غذا تأثیر مستقیمی دارد.
به همین دلیل است که وقتی سرما خوردهایم و دچار گرفتگی بینی شدهایم (و مولکولهای بودار به گیرندههای سقف بینی نمیرسند)، مزه غذاها را نیز به درستی تشخیص نمیدهیم.
نکته
همیشه در زیستشناسی مفاهیم را به تجربیات روزمرهات پیوند بزن تا برای همیشه در ذهنت ماندگار شوند. به یاد داشته باش که در مسیر پیام بویایی، بر خلاف پیامهای بینایی، ایستگاه میانی خاصی در متن ذکر نشده و پیامها به لوب بویایی و سپس قشر مخ میروند.
مای درس ، برترین اپلیکیشن کمک درسی ایران
پوشش تمام محتواهای درسی پایه یازدهم- آزمون آنلاین تمامی دروس پایه یازدهم
- گام به گام تمامی دروس پایه یازدهم
- ویدئو های آموزشی تمامی دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای از جزوات و نمونه سوالات تمامی دروس پایه یازدهم
- فلش کارت های آماده دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای جامع از انشاء های آماده پایه یازدهم
- آموزش جامع آرایه های ادبی، دستور زبان، قواعد زبان انگلیسی و ... ویژه پایه یازدهم
حس چشایی
ساختار و محل قرارگیری گیرندهها
برجستگیهای زبان: روی سطح زبان ما برجستگیهایی وجود دارد که حاوی ساختارهایی به نام جوانههای چشایی هستند.
گیرندههای چشایی: این گیرندهها (که از نوع شیمیایی هستند) دقیقاً درون همین جوانههای چشایی قرار گرفتهاند.

مکانیسم عمل: چگونه مزه را حس میکنیم؟
برای اینکه گیرندههای شیمیایی زبان تحریک شوند، یک شرط بسیار مهم وجود دارد: ذرههای غذا حتماً باید در بزاق دهان حل شوند.
پس از حل شدن مولکولهای غذا در بزاق، این مواد به گیرندههای چشایی میرسند و آنها را تحریک میکنند تا پیام عصبی تولید شود.
انواع مزههای اصلی
گیرندههای چشایی انسان توانایی تشخیص پنج مزه اصلی را دارند:
۱ شیرینی
2 شوری
3 ترشی
4 تلخی
5 اومامی (Umami): این کلمه، یک واژه ژاپنی به معنای «لذیذ» است. اومامی برای توصیف یک مزه مطلوب که با چهار مزه دیگر تفاوت دارد به کار میرود. این مزه، طعم غالب در غذاهایی است که دارای آمینواسید گلوتامات هستند (مانند عصاره گوشت).
همکاری چشایی و بویایی
همانطور که در مبحث قبل هم بررسی کردیم، حس بویایی در درک درست و کامل مزه غذا تأثیر بسیار زیادی دارد. به همین دلیل است که هنگام سرماخوردگی و گرفتگی بینی، مزهها را به خوبی حس نمیکنیم.
نکته
در زیستشناسی همیشه به کلمات کلیدی دقت کن. در حس چشایی، «حل شدن در محیط مایع (بزاق)» کلید کارکرد گیرندههای شیمیایی است. اگر سطح زبان کاملاً خشک باشد، ما هیچ مزهای را متوجه نخواهیم شد.
جزوات جامع پایه یازدهم
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 1 تنظیم عصبی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 2 حواس
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 3 دستگاه حرکتی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 4 تنظیم شیمیایی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 5 ایمنی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 6 تقسیم یاخته
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 7 تولیدمثل
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 8 تولیدمثل نهان دانگان
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 9 پاسخ گیاهان به محرک ها
پردازش اطلاعات حسی
معمای بزرگ: ماهیت یکسان، درک متفاوت
طرح مسئله: ماهیت پیام عصبی که از گیرندههای گوناگون بدن (چشم، گوش، پوست و...) به دستگاه عصبی مرکزی میرسند، کاملاً یکسان است. همه آنها فقط جریانهای الکتریکی هستند. پس مغز چگونه آنها را به شکلهای متفاوتی مانند صدا، تصویر یا مزه تفسیر میکند؟
راز رمزگشایی مغز: پاسخ در «مقصد» این پیامها نهفته است. پیامهایی که هر نوع از گیرندههای حسی ارسال میکنند، به بخش یا بخشهای ویژهای از دستگاه عصبی مرکزی و قشر مخ وارد میشوند. بنابراین، مغز بر اساس اینکه پیام به کدام بخش قشر مخ رسیده است، نوع حس را تشخیص میدهد.
بررسی یک مسیر طلایی: پردازش پیامهای بینایی
کتاب درسی برای درک بهتر این موضوع، مسیر پیامهای بینایی را به عنوان الگو بررسی کرده است. این مسیر شامل ایستگاههای مهم زیر است:
کیاسمای بینایی (نقطه تقاطع): کیاسمای بینایی محلی است که در آن، بخشی از آسههای (آکسونهای) عصب بینایی یک چشم، به نیمکره مخ مقابل میروند. (یعنی اطلاعات سمت راست میدان دید به نیمکره چپ و بالعکس منتقل میشود).
تالاموس (ایستگاه میانی): پیامهای بینایی قبل از اینکه به قشر مخ برسند، از بخشهای دیگری از مغز مانند تالاموس میگذرند.
لوب پسسری (مقصد نهایی): پیامهای بینایی سرانجام به لوبهای پسسری که در قشر مخ قرار دارند وارد شده و در آنجا پردازش میشوند تا ما تصویر را درک کنیم.

در این تصویر میتوانی عصب بینایی هر چشم را ببینی که به کیاسمای بینایی میرسد، تقاطع بخشی از رشتهها را مشاهده کنی و سپس مسیر آنها را تا تالاموس و در نهایت رسیدن به لوب پسسری در عقب مغز دنبال کنی.
نکته
برای تحلیل تستهای این بخش، همیشه مسیر آناتومیک را در ذهنت به ترتیب مرور کن:
1 گیرنده (شبکیه)
2 عصب حسی (عصب بینایی)
3 کیاسمای بینایی
4 تالاموس
5 قشر مخ (لوب پسسری)
به یاد داشته باش که تالاموس مرکز پردازش نهایی نیست، بلکه یک گذرگاه و ایستگاه مهم پیش از رسیدن به قشر مخ است.
گیرندههای مکانیکی در جانوران
گیرندههای مکانیکی در جانوران
گیرندههای مکانیکی، همانطور که قبلاً یاد گرفتیم، با نیروی فیزیکی (مثل فشار، ارتعاش یا کشش) تحریک میشوند. حالا بیایید عملکرد آنها را در دو جاندار مختلف بررسی کنیم.
خط جانبی در ماهیها (رادار زیردریایی)
ماهیها برای فرار از شکارچی یا پیدا کردن شکار در آبهای تاریک یا گلآلود، به یک سیستم حسی بسیار قوی نیاز دارند که به آن خط جانبی میگویند.
محل قرارگیری: این ساختار در دو سوی بدن ماهیها وجود دارد.
ساختار آناتومیک: خط جانبی در واقع کانالی در زیر پوست جانور است که از راه سوراخهایی (منافذ) با محیط بیرون (آب) ارتباط دارد.
گیرندهها: درون این کانال، گیرندههای مکانیکی از نوع یاختههای مژکدار قرار دارند که به ارتعاش آب حساساند. مژکهای این یاختهها درون یک ماده ژلاتینی قرار گرفتهاند.
مکانیسم عمل: چگونه پیام تولید میشود؟
1 جریان آب وارد کانال میشود.
2 حرکت آب، ماده ژلاتینی را به حرکت درمیآورد.
3 حرکت ماده ژلاتینی باعث خم شدن مژکها و در نتیجه تحریک یاختههای گیرنده میشود.
کاربرد: ماهی به کمک این سیستم دقیق، از وجود اجسام و جانوران دیگر، شکار و شکارچی در پیرامون خود آگاه میشود.

گیرنده مکانیکی صدا در پای جیرجیرک (گوشهایی روی پا!)
جیرجیرکها برای شنیدن صدای جفت یا خطرات محیطی، ساختار شنوایی بسیار جالبی دارند که جایگاه آن با انسان کاملاً متفاوت است.
محل قرارگیری: این گیرندهها روی هر یک از پاهای جلویی جیرجیرک قرار دارند.
ساختار گیرنده: روی پای جیرجیرک یک محفظه هوا وجود دارد که پردهای به نام پرده صماخ روی آن کشیده شده است. گیرندههای مکانیکی دقیقاً در پشت این پرده قرار دارند.
مکانیسم عمل:
1 امواج صوتی در هوا به پرده صماخ برخورد میکنند.
2 پرده صماخ در اثر این امواج به لرزش درمیآید.
3 این لرزش، گیرندههای مکانیکی پشت پرده را تحریک کرده و جانور صدا را دریافت میکند.

نکته
در زیستشناسی همیشه به دنبال پیدا کردن الگوهای مشابه باش. دقت کردی که گیرنده صدای جیرجیرک و گوش انسان هر دو دارای «پرده صماخ» هستند که با لرزش خود، گیرندههای مکانیکی را تحریک میکنند؟ و یا اینکه خط جانبی ماهیها چقدر به بخش حلزونی و دهلیزی گوش ما شبیه است (حضور یاختههای مژکدار درون ماده ژلاتینی)؟ کشف این شباهتها باعث میشود مفاهیم برای همیشه در حافظه بلندمدتت ثبت شوند.
مای درس ، برترین اپلیکیشن کمک درسی ایران
پوشش تمام محتواهای درسی پایه یازدهم- آزمون آنلاین تمامی دروس پایه یازدهم
- گام به گام تمامی دروس پایه یازدهم
- ویدئو های آموزشی تمامی دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای از جزوات و نمونه سوالات تمامی دروس پایه یازدهم
- فلش کارت های آماده دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای جامع از انشاء های آماده پایه یازدهم
- آموزش جامع آرایه های ادبی، دستور زبان، قواعد زبان انگلیسی و ... ویژه پایه یازدهم
گیرندههای شیمیایی در پای مگس
گیرندههای شیمیایی در پای مگس
گیرندههای شیمیایی، همانطور که در بررسی حواس انسان (بویایی و چشایی) یاد گرفتیم، وظیفه تشخیص مولکولهای مواد را بر عهده دارند. اما جایگاه این گیرندهها در برخی حشرات بسیار متفاوت و جالب است.
جایگاه گیرندهها (چشیدن با پا!)
محل قرارگیری: در مگسها، گیرندههای شیمیایی در موهای حسی روی پاهای آنها قرار دارند.
این یعنی وقتی یک مگس روی سطحی مینشیند، قبل از اینکه از دهانش استفاده کند، با پاهایش در حال «چشیدن» و بررسی شیمیایی آن سطح است!
ساختار موی حسی و مکانیسم عمل
تشخیص مولکولها: مگسها به کمک این گیرندههای شیمیایی میتوانند انواع مولکولها را در محیط تشخیص دهند.
نحوه تحریک: موهای حسی روی پای مگس دارای منافذی هستند. زمانی که مگس روی یک ماده قرار میگیرد، مولکولهای آن ماده از طریق این منفذ وارد موی حسی شده و گیرندههای شیمیایی را تحریک میکنند تا در رشتههای عصبی متصل به آنها پیام عصبی تولید شود.

این تصویر به زیبایی نشان میدهد که درون یک «موی حسی» در پای مگس، چگونه چندین گیرنده شیمیایی در کنار هم قرار گرفتهاند و مولکولهای محیطی از طریق یک «منفذ» کوچک در انتهای مو، به این گیرندهها دسترسی پیدا میکنند تا پیام از طریق رشتههای عصبی مخابره شود.
نکته
طراحان سوالات کنکور علاقه زیادی به «سوالات مقایسهای» دارند. همیشه در ذهنت بین انسان و جانوران مقایسه ایجاد کن. مثلاً به خودت بگو: «انسان برای تشخیص شیمیایی مواد غذایی (مزه) از گیرندههای روی سطح زبان استفاده میکند، اما مگس این کار را با گیرندههای مستقر در موهای حسی روی پاهایش انجام میدهد.» این نوع تفکر ترکیبی، کلید موفقیت تو در زیستشناسی است.
جزوات جامع پایه یازدهم
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 1 تنظیم عصبی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 2 حواس
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 3 دستگاه حرکتی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 4 تنظیم شیمیایی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 5 ایمنی
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 6 تقسیم یاخته
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 7 تولیدمثل
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 8 تولیدمثل نهان دانگان
جزوه جامع زیست شناسی یازدهم فصل 9 پاسخ گیاهان به محرک ها
چشم مرکب
چشم مرکب
برخلاف چشم انسان که یک واحد بینایی بزرگ است، چشم مرکب (که در حشرات دیده میشود) از تعداد زیادی واحد بینایی تشکیل شده است.
هر کدام از این واحدها، مانند یک چشم بسیار کوچک و مستقل عمل میکنند.
ساختار هر واحد بینایی
اگر یکی از این واحدهای بینایی را زیر ذرهبین قرار دهیم، میبینیم که هر واحد به طور مجزا دارای بخشهای زیر است:
- یک قرنیه
- یک عدسی
- تعدادی گیرنده نوری

در این شکل میتوانی ببینی که چگونه هزاران واحد بینایی در کنار هم قرار گرفتهاند و وقتی یکی از آنها بزرگنمایی شده، قرنیه در بیرون، عدسی در زیر آن و گیرندههای نوری در انتها قرار گرفته و به رشتههای عصبی متصل شدهاند.
مکانیسم عمل: چگونه تصویر ساخته میشود؟
تولید قطعات پازل: هر یک از این واحدهای بینایی، تصویر کوچکی از بخشی از میدان بینایی را ایجاد میکنند. (انگار هر واحد فقط یک قطعه از پازل تصویر نهایی را میبیند).
یکپارچهسازی در دستگاه عصبی: دستگاه عصبی جانور، این اطلاعات و تصاویر کوچک را دریافت کرده، آنها را یکپارچه میکند و در نهایت «تصویری موزاییکی» میسازد.
در تصویر زیر می توانی تفاوت دید چشم انسان (یکپارچه) را با دید چشم مرکب (موزاییکی و شطرنجیمانند) به خوبی مقایسه کنی.

قابلیتهای ویژه نوری (دیدن فرابنفش)
گیرندههای نوری در برخی حشرات (مانند زنبور)، توانایی دریافت پرتوهای فرابنفش را نیز دارند. این یعنی آنها رنگها و الگوهایی را روی محیط اطراف میبینند که چشم ما انسانها به دلیل نداشتن گیرنده مناسب، قادر به دیدن آنها نیست!
چشم ساده در کنار چشم مرکب
بسیار جالب است بدانی که بیشتر حشرات، علاوه بر چشم مرکب، سه چشم ساده نیز روی سر خود دارند.
شواهد نشان میدهند که زنبور عسل از این چشمهای ساده برای تشخیص شدت نور و طول روز استفاده میکند، اما به خاطر داشته باش که این چشمها تصویری ایجاد نمیکنند.
نکته
طراحان سوال معمولاً بین عملکرد چشم انسان و چشم مرکب حشرات مقایسه انجام میدهند. همیشه به یاد داشته باش که در چشم انسان، تصویر کل میدان دید توسط یک عدسی روی شبکیه میافتد، اما در چشم مرکب، هر عدسی کوچک فقط بخش کوچکی از محیط را متمرکز میکند و این دستگاه عصبی حشره است که پازل (تصویر موزاییکی) را کامل میکند.
گیرنده فروسرخ مار زنگی
توانایی ویژه (دیدن حرارت!)
همانطور که میدانی، چشم انسان قادر به دیدن پرتوهای فروسرخ نیست. اما برخی مارها میتوانند این پرتوهای نامرئی را به خوبی تشخیص دهند.
پرتوهای فروسرخ در واقع همان گرمایی هستند که از بدن موجودات زنده (مخصوصاً جانوران خونگرم مثل موش) ساطع میشود.
محل دقیق گیرندهها
این گیرندههای خاص درون چشم مار نیستند! بلکه در جلو و زیر هر چشم مار زنگی، یک سوراخ (حفره) ویژه وجود دارد.
گیرندههای دریافتکننده پرتوهای فروسرخ دقیقاً در همین سوراخها قرار گرفتهاند.
مکانیسم عمل و کاربرد در شکار
دریافت پیام: به کمک این گیرندهها، مار پرتوهای فروسرخ تابیدهشده از بدن شکار خود را دریافت میکند.
مزیت بقا: این سیستم حسی فوقالعاده باعث میشود مار زنگی بتواند محل دقیق شکار خود را حتی در تاریکی مطلق تشخیص دهد و با دقت کامل به آن حمله کند.

در قسمت (الف) این شکل، میتوانی محل دقیق این سوراخ را در فاصله بین چشم و پوزه مار به وضوح ببینی. در قسمت (ب) نیز یک تصویر بینظیر وجود دارد که با دوربین حساس به پرتوهای فروسرخ گرفته شده است و دقیقاً نشان میدهد مار در تاریکی، موش را چگونه (به صورت یک منبع گرمایی درخشان) ردیابی میکند.
نکته
در تحلیل این مباحث همیشه به مفهوم «سازگاری با محیط» فکر کن. مارهایی که در محیطهای تاریک یا در طول شب شکار میکنند، نیازی به چشمهای معمولی قوی ندارند، بلکه دستگاه عصبی آنها به راداری مجهز شده است که میتواند حرارت بدن طعمه را شناسایی کند. در واقع، گیرنده فروسرخ مار زنگی دقیقاً مثل دوربینهای دید در شب و حرارتی کار میکند که ما انسانها به تازگی اختراع کردهایم!
مای درس ، برترین اپلیکیشن کمک درسی ایران
پوشش تمام محتواهای درسی پایه یازدهم- آزمون آنلاین تمامی دروس پایه یازدهم
- گام به گام تمامی دروس پایه یازدهم
- ویدئو های آموزشی تمامی دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای از جزوات و نمونه سوالات تمامی دروس پایه یازدهم
- فلش کارت های آماده دروس پایه یازدهم
- گنجینه ای جامع از انشاء های آماده پایه یازدهم
- آموزش جامع آرایه های ادبی، دستور زبان، قواعد زبان انگلیسی و ... ویژه پایه یازدهم
گیرندههای مغناطیسی و الکتریکی
گیرندههای مغناطیسی (قطبنمای درونی جانوران)
جانوران دارای این گیرنده: برخی از جانوران مانند لاکپشتهای دریایی به این نوع گیرندهها مجهز هستند.
کاربرد: این لاکپشتها هنگام مهاجرتهای طولانیمدت، مسافتهای بسیار زیادی را در اقیانوسها میپیمایند و به کمک این گیرندهها میتوانند جهت و موقعیت خود را به درستی تشخیص دهند.
چرا میدان مغناطیسی زمین معیار خوبی برای مسیریابی است؟
1 الگوی میدان مغناطیسی زمین در نواحی مختلف کره زمین با هم متفاوت است (مثل یک نقشه دقیق).
2 این الگو تقریباً در طول زمان ثابت است.
3 برخلاف نور خورشید یا ستارهها، میدان مغناطیسی با تغییر آب و هوا و یا شب و روز تغییر نمیکند، بنابراین همیشه در دسترس و قابل اعتماد است.
گیرندههای الکتریکی (رادار زنده زیر آب)
جانوران دارای این گیرنده: بسیاری از کوسهها و حتی برخی از پستانداران شگفتانگیز مانند پلاتیپوس (نوکاردکی) دارای این گیرندهها هستند.
مکانیسم: این جانوران میتوانند میدانهای الکتریکی بسیار ضعیف در محیط اطراف خود را تشخیص دهند. (هر موجود زندهای در اثر فعالیت ماهیچهها و اعصابش، یک میدان الکتریکی ضعیف تولید میکند).
کاربردها:
- یافتن شکار و جهتیابی: کوسهها و پلاتیپوسها از این سیستم برای پیدا کردن طعمههایی که زیر ماسهها پنهان شدهاند یا در آبهای کدر شنا میکنند، استفاده میکنند.
- ارتباط: برخی از ماهیها برای ایجاد ارتباط با همنوعان خود این گیرندهها را به کار میبرند.
نکته
با اینکه این دو بخش در قسمت «بیشتر بدانید» کتاب آمدهاند، اما یک درس بزرگ برای تستزنی به ما میدهند: «تنوع گیرندهها بر اساس نیاز زیستگاه». در اقیانوسهای تاریک و بیکران، حس بینایی کارایی زیادی ندارد؛ بنابراین جانوران برای بقا به گیرندههای مغناطیسی و الکتریکی روی آوردهاند تا دقیقترین مسیریابی و شکار را داشته باشند. همیشه در زیستشناسی، ساختار یک اندام را با عملکرد و محیط زندگی جاندار پیوند بزن.





