مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب املا و واژه آموزی صفحه 31 درس 5 نگارش چهارم

پایه چهارم نگارش چهارم فصل 5: رهايي از قفس

1- بیت هایی را كه كلمه های زیر در آنها به كار رفته است از متن درس پیدا كنید و بنویسید.

طوطیان – شادکام – ارمغان - خطّه

2- جدول زیر را با استفاده از كلمه های متن درس كامل كنید.

 

3- با كلمه های زیر، متن را كامل كنید. توجه كنید كه هر كلمه دو بار به كار می رود.

                                سالنامه، هفته نامه، قولنامه، کتابنامه

پدرم گفت: «دخترم، لای ............ یک کاغذ است. آن را برایم بیاور.» وقتی به اتاق کار پدرم رفتم، روی میز کارش ............... کودک و نوجوان را دیدم. خواندن مطالب این ................. برایم بسیار جالب بود. پدرم همیشه آن را برای من می خرید. آن را برداشتم و با سرعت صفحاتش را ورق زدم و رسیدم به آخر محله، شروع کردم به مرور کتاب هایی که فهرست آن ها در ............... آمده بود. ناگهان با صدای پدرم به خودم آمدم و تازه یادم افتاد دنبال یک کاغذ آمده بودم. کاغذ را از لای ............... برداشتم. بالای کاغذ کلمه ی ............ دیده می شد. کاغذ را به پدرم دادم و از او سوال کردم : « ....................... یعنی چی؟ » پدرم لبخندی زد و گفت : «آفرین دخترم، مثل همیشه چیزی را که نمی دانی، می پرسی. این کاغذ نوشته ای است که هنگام خرید خانه نوشتیم و یک نوع قول و قرار بین فروشنده و خریدار است».

 

1- طوطیان:

گفت آن طوطی که «آنجا طوطیان               چون ببینی، کُن زِ حالِ ما بیان»

شادکام:

کرد بازرگان تجارت را تماک          باز آمد سوی منزل، شادکام

ارمغان:

هر غلامی را بیاورد ارمغان          هر کنیزک را ببخشید او نشان

خطّه:

گفت طوطی را «چه خواهی ارمغان          کارَمَت از خطّه ی هندوستان؟»

2- پاسخ به صورت زیر خواهد بود

 

3- پدرم گفت: «دخترم، لای ....سالنامه.... یک کاغذ است. آن را برایم بیاور.» وقتی به اتاق کار پدرم رفتم، روی میز کارش ....هفته نامه.... کودک و نوجوان را دیدم. خواندن مطالب این ....هفته نامه.... برایم بسیار جالب بود. پدرم همیشه آن را برای من می خرید. آن را برداشتم و با سرعت صفحاتش را ورق زدم و رسیدم به آخر محله، شروع کردم به مرور کتاب هایی که فهرست آن ها در ....کتابنامه.... آمده بود. ناگهان با صدای پدرم به خودم آمدم و تازه یادم افتاد دنبال یک کاغذ آمده بودم. کاغذ را از لای ....سالنامه.... برداشتم. بالای کاغذ کلمه ی ....قولنامه.... دیده می شد. کاغذ را به پدرم دادم و از او سوال کردم : « ....قولنامه.... یعنی چی؟ » پدرم لبخندی زد و گفت : «آفرین دخترم، مثل همیشه چیزی را که نمی دانی، می پرسی. این کاغذ نوشته ای است که هنگام خرید خانه نوشتیم و یک نوع قول و قرار بین فروشنده و خریدار است».

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: ارزشِ علم

محتوا مورد پسند بوده است ؟

3 - 2 رای