1 کدام یک از افراد زیر بیشتر اهل تفکر فلسفی هستند؟
الف کسی که پاسخ فیلسوفان در ارتباط با سؤالات اساسی را به خوبی آموخته و توضیح می دهد.
ب کسی که در آرای فیلسوفان می اندیشد و دلایلی را که به نظر خودش محکم است، انتخاب و ارائه می کند.
مورد (ب) صحیح است. زیرا تفکر فلسفی نیازمند پویایی، اندیشیدنِ مستقل و استدلالگرایی است (همانند انسانی که «سائر» است)، نه صرفاً تقلید و حفظ کردنِ پاسخهای دیگران.
2 برای درست فکر کردن و قرار گرفتن در مسیر درست تفکر فلسفی نیاز به برداشتن گام هایی است. این گام ها به طور نامرتب در زیر آمده است؛ با توجه به نظر خود، آنها را به ترتیب بازنویسی کنید.
ترتیب صحیح گامها:
۱. آگاهی از مجهولات و ندانستههای خود
۲. جستوجوی پاسخ برای سؤالات
۳. داشتن معیار برای پذیرش پاسخ
۴. ارائۀ استدلال صحیح
3 نکات اساسی مربوط به هر یک از عناوین درس را استخراج و در جدول زیر یادداشت کنید. سپس یادداشت های خود را با دیگران مقایسه نمایید.

جدول به صورت زیر تکمیل می شود:

4 اگر بخواهیم رابطۀ «تفکر» و «تفکر فلسفی» را به صورت دو دایره ترسیم کنیم، این دو دایره به شکل کدام یک از صورت های زیر خواهد بود، چرا؟

تصویر سمت چپ (دایرهی کوچکترِ «تفکر فلسفی» که کاملاً درونِ دایرهی بزرگترِ «تفکر» قرار دارد) صحیح است. چرا؟
زیرا «تفکر فلسفی» در واقع بخشی (زیرمجموعهای) از کلِ تفکرات انسان است. انسانها تفکرات دیگری (مانند تفکرات روزمره یا همان تفکر غیرفلسفی) نیز دارند، بنابراین دایرهی «تفکر» جامعتر و بزرگتر است و تفکر فلسفی درون آن جای میگیرد.
5 در میان عبارت های زیر، عبارت های صحیح را انتخاب کنید.
الف تفکر فلسفی، تفکر در حوزۀ فطرت اوّل و فلسفه تفکر در حوزۀ فطرت ثانی است،
ب تفکر دو قلمرو دارد؛ تفکر در حوزۀ فطرت اوّل و تفکر در حوزۀ فطرت ثانی،
ج تفکر فلسفی و فلسفه، هر دو در حوزۀ فطرت ثانی قرار می گیرند،
د در فلسفه هم تفکر فلسفی صورت می گیرد، امّا به شکل نظام مند و تخصصی، .
هـ کسی که به تفکر فلسفی رسید، دیگر نیازی به تفکر در حوزۀ فطرت اوّل ندارد،
عبارتهای صحیح عبارتند از:
(ب) تفکر دو قلمرو دارد؛ تفکر در حوزۀ فطرت اوّل و تفکر در حوزۀ فطرت ثانی.
(ج) تفکر فلسفی و فلسفه، هر دو در حوزۀ فطرت ثانی قرار میگیرند.
(د) در فلسفه هم تفکر فلسفی صورت میگیرد، امّا به شکل نظاممند و تخصصی. (نکته: عبارت «الف» غلط است چون تفکر فلسفی مربوط به فطرت ثانی است. عبارت «هـ» نیز غلط است چون انسان برای گذران زندگی روزمره همیشه به تفکر در فطرت اول نیاز دارد).
6 فلسفه، از چه جهت با ریاضیات اختلاف دارد و از چه جهت مشترک است؟
جهت اشتراک (روش): هر دو دانش برای حل مسائل خود از روش عقلی، قیاسی و استدلالی استفاده میکنند و نیازی به ابزارهای آزمایشگاهی و حواس ظاهری ندارند.
جهت اختلاف (موضوع): موضوع دانش ریاضیات کمیت و مقدار است، در حالی که موضوع دانش فلسفه، بررسی اصل وجود و حقیقتِ بنیادینِ هستی است.