مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب حکایت: سفر صفحه 16 درس 1 فارسی نهم

پایه نهم فارسی نهم فصل 1: آفرينش همه تنبيه خداوندِ دل است

واژگان

پیر راهنما، مرشد
ساعتی لحظه ای
درنگ صبر
معرفت شناخت
آسیاب سنگ بزرگی که چرخش خود، گندم را به آرد تبدیل می کند
افسار دهنه و لگام چارپایان
پیوسته همیشه، دائم
گِرد اطراف، دور

 

 

حکایت : سفر

روزی پیر ما، با جمعی از همراهان به در آسیابی رسید. افسار اسب کشید و ساعتی درنگ کرد؛ پس به همراهان گفت: «می دانید که اين آسیاب چه می گويد؟ می گويد: معرفت اين است که من در آنم. گرد خويش می گردم و پیوسته در خود سفر می کنم تا هر چه نبايد از خود دور گردانم!»

نثر روان:

يک روز، شیخ و راهنمای ما ابوسعید ابی الخیر، با گروهی از همراهانش به در آسیابی رسید. اسبش را نگه داشت و مدتی، صبر کرد. سپس به همراهانش گفت: آيا می دانید که اين آسیاب چه چیزی را به ما می گويد؟

می گويد: شناخت واقعی همین است که منِ »آسیاب» در حال انجام دادن آن هستم. به هنگام گشتن، به دور خودم، با خودم فکر می کنم و کارهای خودم را مرور می کنم و هر چیزی را که شايسته نیست انجام دهم، از خودم دور می کنم.

آرایه ادبی:

گِرد خويش گشتن : کنايه از کارها و اعمال خود را بررسی کردن

تاریخ ادبیات:

محمد بن منور :

محمد بن منور، شاعر و نویسنده قرن ششم هجری، یکی از نوادگان شیخ ابوسعید ابوالخیر بوده است. او زندگی‌نامه و احوال شیخ ابوسعید ابوالخیر را در کتاب ارزشمند «اسرار التوحید» به نگارش درآورده است.

بقیهٔ همین فصل

محتوا مورد پسند بوده است ؟

2.23 - 26 رای