حكايت زير را بخوانيد و به زبان ساده، باز نويسي كنيد:
شخصی به عیادت مریضی رفت. بسیار بنشست و نقل ها کرد.
در آخر از مریض پرسید: «از چه دردی می نالی؟»
بیمار گفت: «از زیاد نشستن تو».
باز نویسی: ..........................................................................................
باز نویسی:
شخصی به عیادت دوستش که بیمار بود، رفت. وقتی او را دید، به یاد خاطرات گذشته افتاد و حکایت های فراوانی از گذشته یادآوری کرد. عیادتش طولانی شد و بیمار بسیار خسته و ناراحت شد. در پایان از دوستش پرسید: «چه دردی بیشتر تو را آزار می دهد؟» بیمار پاسخ داد: «نشستن طولانی تو مرا آزار می دهد.»