1 وقتی سليمان مور را دید، مور به چه کاری مشغول بود؟
مورچه در حال کشیدن جنازه ملخ بود در حالی که از پای او گرفته بود و می کشید
2 هر یک از ابیات زیر از زبان کدام یک از شخصیت های داستان بیان شده است؟
به تندی گفت: « کای مسکین نادان
چرایی فارغ از ملک سلیمان؟»
بگفت: « از سور، کمتر گوی با مور
که موران را قناعت خوشتر از سور»
بیت اول از زبان حضرت سلیمان و بیت دوم از زبان مورچه
3 به نظر شما چگونه «جوانی» میتواند «پیرایه ی پیری» باشد؟
باید در روز های جوانی که توانا هستید همه ی تلاشتان را بکنید که همین تلاش ها زندگی خوب و زیبا را در دوران پیری می سازد.
4 منظور مور از بیان « مرا امید راحت هاست زین رنج » چیست؟
یعنی من این سختی را به جان میخرم چون امید دارم بعد از این رنج و سختی راحت در انتظار من است.