مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب معنی شعر صفحه 128 درس 16 فارسی پنجم

پایه پنجم فارسی پنجم فصل 16: وقتی بوعلی، کودک بود

جدا شد یکی چشمه از کوهسار

به ره گشت، ناگه به سنگی دچار

چشمه ای از کوهستان جدا شد. در راه ناگهان به سنگی برخورد.

به نرمی، چنین گفت با سنگ سخت:

«کرم کرده، راهی ده، ای نیک بخت!»

به آرامی به سنگ محکم گفت: «ای نیک بخت، لطف کن و راهی برای عبور به من بده».

گران سنگ تیره دل سخت سر

زدش سیلی و گفت: « دور ای پسر

سنگ بزرگ و بد دل سیلی محکمی به چشمه زد و گفت: « دورشو ای پسر

نجنبیدم از سیل زورآزمای

که ای تو، که پیش تو جنبم ز جای؟»

من با آمدن سیل پر زور و خروشان از جا تکان نخوردم. تو کی هستی که در مقابل تو از جایم تکان بخورم؟»

نشد چشمه از پاسخ سنگ، سرد

به کندن در استاد و ابرام کرد.

چشمه از جواب سنگ ناامید و دلسرد نشد و با پافشاری و اصرار به کندن مشغول شد

بسی کند و کاوید و کوشش نمود

کز آن سنگ خارا رهی برگشود ...

بسیار تلاش و کوشش کرد و به کندن ادامه داد تا از میان سنگ سخت راهی باز کرد

برو کارگر باش و امیدوار

که از یأس، جز مرگ، ناید به بار

برو تلاش کن و کار کن و امیدوار باش زیرا از ناامیدی و یاس چیزی جز مرگ به دست نمی آید.

گرت پایداری است در کارها

شود سهل، پیش تو دشوارها

اگر در کارهایت پایداری و پافشاری داشته باشی تمام کارهای سخت برای تو آسان می شود.

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: کاجستان

محتوا مورد پسند بوده است ؟

4.83 - 6 رای