وقتی به خانه میآیی و میبینی مادرت، همان مادر روز قبل نیست، حوصله تو را ندارد؛ یا فکرش مشغول است، چه رفتاری از خود نشان میدهی؟
◆ میروم و مادرم را تنها میگذارم؛ چون فکر میکنم نمیتوانم تأثیری در تغییر حالت او داشته باشم!
◆ سریع از مادرم میپرسم: امروز چه شده؟ چرا اینقدر بیحوصلهاید؟
◆ برایم اهمیتی ندارد و بیخیال از کنار این قضیه رد میشوم؛ زیرا بارها با مادرم سر مسائل مختلف حَرفَم شده بود و اکنون نوبت من است که تلافی کنم!
◆ ترجیح میدهم بعد از عوض کردن لباسهایم، بروم و صورت مادرم را ببوسم. بعد با ظرافتهای دخترانه، اوّل او را بخندانم! بعد بپرسم: مادر خوبم، امروز چه اتفاقی افتاده است که دختر نازت را ندیدی؟ بعد هر جور که بتوانم او را از آن وضعیت خارج میکنم و به حرفها و درددلهایش گوش میدهم!
بهترین و صحیحترین رفتار، انتخاب گزینه چهارم است. یک دختر با استفاده از ظرافتها و محبت دخترانه خود میتواند نقش مهمی در تغییر روحیه و بازگرداندن آرامش به مادر ایفا کند. همدلی کردن، ابراز محبت، خنداندن مادر و گوش دادن صمیمانه به درددلهایش، نشاندهنده درک متقابل و پختگی عاطفی است و باعث میشود بار فکری و خستگی مادر تا حد زیادی کاهش یابد.