از پدر و مادر و دیگر بزرگان خانواده ی خود بپرسید: آیا در ادبیات فارسی یا تجربیات خودشان داستانی وجود دارد که پایان آن شبیه انتخاب جوجه عقاب باشد؟ خلاصه ی داستان را در کتاب بنویسید.
پدربزرگ من برای اینکه کبوترش فرار نکند بال های او را برید. برای مدتی طولانی او بال هایش کوتاه بود و نمی توانست پرواز کند اما بعد از مدتی که بال هایش درآمد با تلاش های پدربزرگم توانست بعد مدت ها پرواز کند.