بررسی شواهد و مدارک
بخشی از سخنرانی دکتر مصدق در جلسۀ شورای امنیت سازمان ملل متحد را بخوانید و ارزیابی خود را از آن بیان کنید.
«آقای رئیس، آقایان اعضای محترم شورای امنیت، امروز من در این شورا حاضر شده تا صدای مردم ایران را در مقابل ادعاهای بیاساس دولت انگلستان به گوش شما و مردم جهان برسانم. هرچند ما این دعوا را به دلائلی که بعد اقامه خواهیم کرد، در حدود صلاحیت شورای امنیت نمیدانیم اما نمیتوانیم منکر شویم که سازمان ملل متحد آخرین مرجع و عالیترین مقامی است که مسئول حفظ صلح دنیاست. .... ملت ایران نیز از کشورهای بزرگ و از یک مؤسسه بینالمللی جز این انتظار ندارد تا آن را کمک کنند تا بتواند استقلال اقتصادی خود را به دست آورده و در سایهٔ آن رفاه اجتماعی خود را تأمین و به این وسیله استقلال خویش را تقویت کند. اگر دولتی مسئلهای را که در صلاحیت شورای امنیت نمیباشد در این شورا مطرح کند و شورای امنیت بنا به دلایل و جهات سیاسی تصمیم بگیرد که به آن مسئله رسیدگی کند، در این صورت شورای امنیت وسیلهای برای مداخلۀ یک کشور در امور داخلی کشور دیگر خواهد شد و به این ترتیب، اعتماد مردم از آن سلب خواهد گردید و شورای امنیت از وظایفش، که حفظ صلح جهان میباشد، باز خواهد ماند» (822، اسناد سخن میگویند!، ج 1، 822).
دکتر مصدق علاوه بر داشتن طرفداران پرشور داخلی سعی نمود برای حل مسئلهٔ نفت از پشتوانههای قانونی بینالمللی نیز برخوردار باشد و حقانیت ایران را در مجامع بینالمللی به گوش جهانیان برساند. از این رو جنبهٔ قانونی به مبارزات میداد و در داخل نیز مردم را در مبارزاتشان مصممتر میکرد. به این صورت که او خود را نمایندهٔ مردم و صدای آنها میشمرد و رهایی منابع نفتی کشور از سلطه و استعمار انگلستان را خواستهٔ مردم کشورش میشمرد.
دولت ایران پس از پیروزی در دادگاه لاهه، از انگلستان خواست که بدهیهای شرکت نفت و خسارتهای ناشی از تأخیر و غیره را بپردازد و چون دولت انگلیس این تقاضا را نپذیرفت، اقدام به قطع رابطهٔ سیاسی با لندن کرد.