مثال زیر را به دقت مطالعه کنید و به دو سؤال پاسخ دهید:
مریم شماره رمز قفل کیف جدیدش را فراموش کرده است. فقط می داند که رمز آن چهاررقمی است و هرگاه در حین امتحان به رقم صحیح برسد صدای تقه ظریفی به گوشش می آید. مسئله اصلی، یافتن همه آن چهار رقم است.
بیشتر افراد به جای حل این مسئله کلی، هدف کلی را به چهار مسئله فرعی تقسیم می کنند که هر مسئلة فرعی یافتن یکی از آن چهار رقم است. هدف فرعی اول، پیدا کردن رقم اول است؛ برای رسیدن به آن راهکاری وجود دارد که عمدتا عبارت است از چرخاندن آرام قفل و در همان حال گوش سپردن به صدای تقه ظریف. به همین شیوه هدف دوم، سوم و چهارم را می توانید انتخاب کنید. در نهایت با این شیوه یک مسئله کلی حل شده است.
الف) در این مثال از چه روش حل مسئله استفاده شده است؟ چرا؟
ب) به نظر شما مسئلة فوق از نوع «خوب تعریف شده» بود یا «بد تعریف شده»؟ چرا؟
پ) پاسخ هایتان را با پاسخ همکلاسی ها مقایسه کنید.
الف) روش خرد کردن، زیرا یک مسئله را به چهار مسئله کوچک تر و فرعی تر تقسیم کرده است.
ب) این مسئله خوب تعریف شده است چرا که کاملا مسئله پیش آمده و روش حل آن نیز توضیح داده شده است.
پ) پاسخ بر عهده دانش آموزان می باشد.