نصب اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب مثل نویسی صفحه 46 درس 3 نگارش هفتم

پایه هفتم نگارش هفتم فصل 3: طبقه بندی موضوع

1 نوشته زیر را بخوانید و اصل ضرب المثل را با شکل گسترش یافته آن مقایسه کنید.

ضرب المثل: یک دست صدا ندارد.

صاحب خانه هم رزمانش را برد توی یک اتاق و گفت: شما ها این جا راحت ترید.

یک نفر از آن ها آواز می خواند و بقیه دست می زدند. صاحب خانه، هر چند وقت یک بار، به جمع آن ها سر می زد و برایشان چای و شیرینی می آورد.

مردی، گوشه اتاق، کنار حاج داوود، نشسته بود و به در و دیوار نگاه می کرد. صاحب خانه توی اتاق سر کشید و چشمش به مرد ساکت افتاد و به او گفت: اخوی، اگه با ما قهری، چرا اومدی عروسی پسرم؟

همه برگشتند و به مرد ساکت نگاه کردند. حاج داوود گفت: از هم رزمان قدیمه.

صاحب خانه گفت: خیلی خوش اومدن، اما این جا دیگه جبهه نیست، این جا عروسی پسر منه؛ اگه دست نزنید و شاد نباشید، ناراحت می شم.

مرد ساکت از جایش بلند شد و گفت: خیلی دلم می خواست دست بزنم؛ ولی حیف که یه دست صدا نداره!

همه به آستین چپ مرد که آویزان بود نگاه کردند.

2 اکنون ضرب المثل زیر را گسترش دهید.

ضرب المثل: هرکه بامش بیش برفش بیشتر

توی راه برگشت از مدرسه همراه با دوستم توی اتوبوس درباره زندگیش صحبت می کردیم. عادت داشت سفره دلشو برای من که دوست صمیمی اش بودم باز کنه. اون روز بهم گفت: کاش من جای بابام بودم!گفتم: چطور مگه؟ گفت: آخه خیلی زندگیش از من راحت تره. چون کارمنده میشینه پشت میز حقوق هم میگیره هرچی دلش خواست میخره هیچ نگرانی ای هم نداره! گفتم: خب اگر اینطوریه سعی کن تو هم به اون جایگاه برسی. گفت: هدفم همینه، بالاخره یه روزی منم از درس و مشق و نگرانی راحت میشم. چند سال گذشت؛ مدرک کارشانسی ارشد گرفت و استخدام شد. باهاش قرار گذاشتم از احوالش با خبر بشم. بعد مدت طولانی رفیق قدیمیمو دیده بودم، دیدنش توی کت و پیراهن عجیب بود. از اوضاع زندگیش پرسیدم؛ چخبر؟ رسیدی به همونجا که میخواستی؟ با خنده گفت: آره شرایطم خیلی خوبه ولی فکرشو نمی کردم انقدر کار بریزه سرم؛ دلم تنگ شده برای بی دغدگی بچگیمون...

منم خندیدم و گفتم: هرکه بامش بیش برفش بیشتر.

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: بخش های نوشته

محتوا مورد پسند بوده است ؟

2.63 - 198 رای