صورتگر ماهر
راستی را، کس نمیداند که در فصل بهار / از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار؟
عقلها حیران شود کز خاک تاریک نژند / چون برآید این همه گلهای نغز کامکار؟
چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید؟ / چون نجویی کاین تصاویر از کجا شد آشکار؟
برق از شوق که میخندد بدین سان قاه قاه؟ / ابر از هجر که میگرید بدین سان زار زار؟
کیست آن صورتگر ماهر که بی تقلید غیر / این همه صورت بَرَد بر صفحۀ هستی به کار؟
بیت اول: راستی را، کس نمیداند که در فصل بهار / از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار؟
معنی: به راستی هیچکس نمیداند که در فصل بهار، این همه زیبایی، رنگ و نقشهای قشنگ (طبیعت و گیاهان) از کجا پیدا و آشکار میشود.
بیت دوم: عقلها حیران شود کز خاک تاریک نژند / چون برآید این همه گلهای نغز کامکار؟
معنی: عقل انسان شگفتزده میماند که از خاک تاریک، سرد و مرده، چگونه این همه گلهای زیبا، خوشرنگ و شاداب میروید و بیرون میآید.
بیت سوم: چون نپرسی کاین تماثیل از کجا آمد پدید؟ / چون نجویی کاین تصاویر از کجا شد آشکار؟
معنی: چرا از خودت نمیپرسی که این شکلها و پدیدههای زیبا از کجا به وجود آمدهاند؟ و چرا جستوجو نمیکنی که این تصویرهای شگفتانگیز از کجا نمایان شدهاند.
بیت چهارم: برق از شوق که میخندد بدین سان قاه قاه؟ / ابر از هجر که میگرید بدین سان زار زار؟
معنی: رعد و برق از شوق و اشتیاق چه کسی اینگونه با صدای بلند میخندد؟ و ابر به خاطر غم دوریِ چه کسی اینطور زار زار گریه میکند (باران میبارد).
بیت پنجم: کیست آن صورتگر ماهر که بی تقلید غیر / این همه صورت بَرَد بر صفحۀ هستی به کار؟
معنی: آن نقاش و آفرینندۀ ماهری که بدون تقلید و کپیبرداری از دیگران، این همه تصویر و موجود زیبا را در جهان هستی آفریده است، چه کسی است؟ (پاسخ: خداوند بزرگ).