1 مراسم غدیر را در شعر یا نثری شیوا به تصویر بکشید، یا آن را در قالب طرحی زیبا نقاشی کنید.
خورشید حجاز در نیمروز «غدیر خم» ایستاده بود تا نظارهگر پیوندی ابدی میان رسالت و امامت باشد. در آن دریای تفتیده، پیامبر (ص) از جهاز شتران منبری ساخت و دست حقیقت را تا اوج آسمان بالا برد. طنینِ «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ» نه یک سخن ساده، بلکه انعکاس تمام رنجهای ۲۳ ساله برای بقای اسلام بود. در آن لحظه، ولایت علی (ع) همچون چشمهای زلال در دل کویر جوشید تا تشنگان عدالت را تا ابد سیراب کند. تاریخ در آن نقطه متوقف شد تا همگان بدانند که دین بدون رهبریِ آسمانی، کمال نمییابد. غدیر، تنها یک واقعه نیست؛ بلکه میثاقنامهای است که خورشیدِ هدایت را از غروب مصون نگاه داشت.
2 داستان عشیرهٔ اقربین، یا واقعه غدیر یا حدیث کساء را به صورت داستان گویی و بر اساس کتاب «سالم بر خورشید»، در قالب نمایش اجرا کنید.
(صحنه: خانهای در مکه؛ چهل نفر از بزرگان قریش بر سر سفرهای نشستهاند و پیامبر (ص) با وقار در مقابل آنها ایستاده است.)
پیامبر (ص): ای فرزندان عبدالمطلب! من خیری را برایتان آوردهام که سعادت دنیا و آخرتتان در آن است؛ چه کسی مرا در این راه یاری میکند تا برادر و وصی من باشد؟
(سکوت سنگینی جمع را فرا میگیرد، بزرگان قریش با تردید به یکدیگر نگاه میکنند، ناگهان جوانی رشید برمیخیزد.)
علی (ع): ای رسول خدا! من تو را یاری خواهم کرد و در این مسیر همراهت خواهم بود.
پیامبر (ص): (با لبخندی لبریز از اطمینان، دست بر شانه علی میگذارد) بنشین ای علی.
(پیامبر سه بار سؤال را تکرار میکند و هر بار تنها علی (ع) برمیخیزد؛ سپس پیامبر رو به بزرگان کرده و علی (ع) را به عنوان جانشین خود معرفی میکند تا نخستین جوانههای امامت در قلب دعوتِ مخفیانه شکوفا شود.)