با توجه به آنچه در درس خواندید دربارۀ دو مسئله زیر و پیامدهای آنها گفت وگو کنید.
الف در کشور ما بسیاری از مدیران ارشد که برنامه ریزی برای کشور از وظایف آنهاست، فارغ التحصیل و دانش آموختۀ علوم انسانی نیستند.
ب امروزه، فناوری بر زندگی بشر سیطره یافته است و به جای اینکه انسان، توسعه فناوری را هدایت و راهبری کند، فناوری، زندگی انسان ها را کنترل می کند.
الف برنامهریزی برای کشور و حل مسائل آن، نیازمند شناخت کنشهای انسانی، درک پیامدهای پدیدههای اجتماعی و داوری درباره ارزشها و هنجارها است. از آنجا که این موارد موضوع مطالعه علوم انسانی و اجتماعی هستند، ناآشنایی مدیران ارشد با این دانشها باعث میشود برنامهریزیها بیشتر جنبه ابزاری پیدا کنند و ابعاد فرهنگی و اجتماعی نادیده گرفته شوند. پیامد این مسئله، ناتوانی در پیشبینی درست آثار تصمیمات، عدم شناخت راه صحیح زندگی جامعه و در نتیجه ناکارآمدی در حل ریشهای مشکلات انسانی و اجتماعی کشور خواهد بود.
ب علوم طبیعی و فناوری حاصل از آن، در واقع «علوم ابزاری» هستند که برای تسلط بر طبیعت و رهایی از محدودیتهای آن به وجود آمدهاند. در مقابل، این علوم اجتماعی هستند که ظرفیت داوری درباره فناوری را دارند و با نشان دادن فرصتها و محدودیتهای آن، به انسان کمک میکنند تا از علوم طبیعی و ابزارها به شیوه صحیح استفاده کند. غلبه فناوری بر انسان نشان میدهد که جایگاه علوم انسانی و اجتماعی (به عنوان علوم تفهمی و انتقادی) نادیده گرفته شده است. پیامد این سیطره، از دست رفتن هدایت ارادی و آگاهانه زندگی بشر است؛ به طوری که به جای استفاده از فناوری برای رسیدن به فضیلت و سعادت، خود انسان در اسارت و کنترل ابزارها گرفتار میشود.