نصب اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب گنج حکمت(چنان باش) صفحه 74 درس 8 فارسی یازدهم

پایه یازدهم ریاضی فارسی یازدهم فصل 8: درکوی عاشقان

خواجه عبدالکریم، [که] خادم خاصّ شیخ ما، ابوسعید - قدس الله روحَهُ العَزیز - بود، گفت: «روزی درویشی مرا بنشانده بود تا از حکایت های شیخ ما، او را چیزی می نوشتم»

کسی بیامد که «شیخ، تو را می خواند» برفتم. چون پیش شیخ رسیدم، شیخ پرسید که چه کار می کردی؟ گفتم: «درویشی حکایتی چند خواست، از آنِ شیخ، می نوشتم.»

شیخ گفت: «یا عبدالکریم، حکایت نویس مباش، چنان باش که از تو حکایت کنند!»

خواجه عبدالکریم که یکی از مریدان خاصّ شیخ ابوسعید (خداوند، روح عزیز او را پاک گرداند) بود، می گفت: «روزی تهدستی از من راجع به شیخمان (ابوسعید) پرسید و من شروع به توضیح دادن شیخ کردم.»

شخصی آمد و گفت : «شیخ شما را احضار کرده است.»، من (به جانب ایشان) رفتم. شیخ از من پرسید که چه کاری انجام می دادی؟ گفتم: «تهیدستی از شما سوال میپرسید، داشتم به ایشان در مورد شما سخن می گفتم»

شیخ گفت: «ای عبدالکریم، حکیت گو نباش، طوری باش که از تو سخن بگویند.»

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: باران محبّت

محتوا مورد پسند بوده است ؟

4.5 - 2 رای