نصب اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب شعرخوانی صفحه 63 درس 7 فارسی یازدهم

پایه یازدهم ریاضی فارسی یازدهم فصل 7: باران محبّت

1) بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست            بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

2) ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر                کان چهره مشعشع تابانم آرزوست

3) گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو                  آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

4) زین همرهان سست عناصر دلم گرفت          شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

5) دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر          کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

6) گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما               گفت: «آن که یافت می‌نشود آنم آرزوست»

7) پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست         آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

1) چهره ی محبوبت را نشانم بده که آرزوی دیدار چهره ی زیبای چون باغ و بوستان تو را دارم. لب بگشا و سخن بگو که شنیدن سخنانت آرزوی منست.

۲) ای خوبی ها یک لحظه از ابر بیرون بیا که دیدن زیباییت را آرزومندم.

3) از روی ناز (مفهومی عرفانی) گفتی مرا آزار نده و رهایم کن. همان طرز سخن گفتنت  را دوباره دوست دارم از تو بشنوم.

4) از این یاران بی همت و سست اراده دلگیرم و آرزوی یارانی مثل حضرت علی و رستم قهرمان (نماد انسان کامل) را دارم.

5) دیروز (مجاز از زمان گذشته) شیخ ما (دیوژن حکیم) در اطراف شهر می گشت و می کفت: از انسان های دیو صفت آزرده ام و ملاقات با  انسان حقیقی را آرزومندم.

6) گفتند: جستجو کرده ایم و نیافتیم. گفت: آن کسی را می طلبم که یافته نمی شود.

7) در حالی که همه ی چشم ها و بینش ها از خداست، اما از دید همه پنهان است. من همان کسی را آرزو دارم که هنرش آشکار و خودش پنهان است.

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: پرورده ی عشق

محتوا مورد پسند بوده است ؟

5 - 0 رای