عَيِّن نَوعَ الاَفعالِ الَّتی تَحتَ ها خَطٌّ وَ مَيِّز تَرجَمَتَها (نَوع: اَلْماضي، اَلْمُضارع، اَلْاَمر)
«اَرادَ» قَنبَرٌ اَن «یَسُبَّ» الَّذی کانَ سَبَّهُ. فَ«قالَ» الامامُ عَلیٌّ لَهُ :
مَهلاً یا قَنبرُ، «دَع» شاتِمَکَ مُهاناً تُرضِ الرَّحمنَ و تُسخِطِ الشَّیطانَ و تُعاقِبُ عَدوِّکَ، ... «ما اَرضَی» المومنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلمِ، وَ لا «اَسخَطَ» الشَّیطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ ، و لا عُوقِبَ الاَحمَقُ بِمِثلِ السُّکوتِ عَنهُ.
قنبر خواست به كسى كه به او ناسزا گفته بود، دشنام دهد، پس امام علی به او فرمودند:
ای قنبر آرام باش، دشنامگوی خود را خوار رها کن تا [خداى] بخشاينده را خشنود و اهريـمن را خشمگين کنی و دشمنت را كيفر داده باشى. مؤمن پروردگارش را با [چيزى] مانند بردبارى خشنود و اهريـمن را با [چيزى] همانند خاموشى خشمگين نکرد و نادان با [چيزى] همانند دم فرو بستن در برابرش كيفر نشد.
رُبَّ سُکوتٍ أَبْلَغُ مِنَ الْکَلامِ. (مِنَ الْأْمَثالِ العَرَبيَّةِ)
نوع افعالی که زیر آن ها خط کشیده شده است را مشخص کنید و ترجمه آن ها را بنویسید.
أرادَ (خواست) : ماضی
یَسُبَّ (دشنام دهد) : مضارع
قالَ (فرمود) : ماضی
دَع (رها کن) : امر
ما أرضَی (خشنود نکرد) : ماضی
لا أسخَطَ (خشمگین نکرد) : ماضی