گام اول: فهرستی از موقعیت هایی که ناامیدی به سراغتان آمده، تهیه کنید و آنها را روی تابلو بنویسید.
زمان هایی که برای بدست آوردن و به نتیجه رسیدن یک موضوع سعی و تلاش می کنیم و نتیجه ای نمی گیریم.
زمان هایی که برای یک موضوعی برنامه ریزی می کنیم و با یک اتفاقی این برنامه ریزی بهم می خورد و راه حلی برای این مشکل به ذهنمان نمی رسد.
وقتی که یک هدف را دنبال می کنیم که به آن برسیم، اما نمی رسیم و در نهایت احساس پوچی و بیهودگی به ما دست می دهد.
گام دوم: با همفکری و توافق، یک موقعیت را انتخاب کنید.
وقتی برای یک موضوعی برنامه ریزی کرده ایم و با یک اتفاق این برنامه بهم می خورد و راه حلی هم برای حل این مشکل نداریم.
گام سوم: با بازخوانی متن درس، به پرسش های زیر پاسخ دهید:
1 اگر در آن موقعیت، به یاد می آوردید خدای بزرگ کنارتان است و شما را یاری می کند، چه می کردید؟
بیشتر تلاش می کردم و در حین زحمتی که می کشیدم از او کمک و یاری می طلبیدم.
2 چه تغییری می توانید در رفتار و برنامۀ خود ایجاد کنید تا به امیدواری و پیروزی در این موقعیت برسید؟
معرفت و ایمانم را به خدا زیاد می کنم.
هدف هایی انتخاب می کنم که معقول باشند و همچنین دست یافتنی. البته اگر هدف بزرگی داشته باشم، آن را به هدف های کوچکتر تبدیل می کنم که با انجام آن هدف ها، به هدف اصلی نزدیک تر شوم.
برای رسیدن به هدف هایم برنامه ریزی و زمان بندی می کنم.
به خدا توکل می کنم.
قبل از اینکه برای انجام هدفی کاری انجام دهم، قبل از آن این آیه از قرآن کریم را می خوانم:
«وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا»
(آیه 80 سوره مبارکه اسراء)
معنی:
و بگو: «پروردگارا! مرا (در هر کار) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز! و از سوی خود، حجتی یاری کننده برایم قرار ده!»