نصب اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب فعالیت های عملکردی صفحه 63 درس 4 از من تا خدا هفتم

پایه هفتم از من تا خدا هفتم فصل 4: امید بسته ام به تو

1 هنرهای نمایشی (گروهی)

الف یکی از داستان های درس را به صورت گفت وگوی نمایشی در کلاس اجرا نمایید و یا برای آن پادکست (فایل صوتی) بسازید.

 

ب به نظر شما امیدواری و ناامیدی هر کدام چه رنگ و شکلی دارند؟ با خلاقیت خود برای هرکدام صورتک بسازید. سپس یک گفت وگوی ساده بین آن دو بنویسید و در کلاس اجرا کنید.

نمونه 1:

نمونه 2:

نمونه 3:

 

گفت وگوی بین امیدواری و ناامیدی:

نمونه ا:

امیدواری: سلام چطوری خوبی؟ اسمت چیه؟

ناامیدی: چه سلامی، چه علیکی؟ من خوب نیستم. اسمم هم ناامیدی است.

امیدواری: امروز هم زیباست، نه؟ هر روز فرصتی تازه برای رسیدن به آرزوهامون هست.

ناامیدی: من همچین حسی ندارم. همه چیز به نظرم تیره و تاره. مشکلاتم بزرگتر از توانم هستند.

امیدواری: گاهی اوقات مشکلات بزرگ به نظر می‌رسند، اما وقتی به قدرت درونی خودمون و کمک خدا ایمان داشته باشیم، می‌تونیم بر همه چیز غلبه کنیم.

ناامیدی: اما من بارها تلاش کرده‌ام و شکست خورده‌ام. دیگر امیدی ندارم.

امیدواری: شکست‌ها و تجربه‌هامون پلی به سوی موفقیت هست. هر شکست یک درس جدیده که ما را به هدفمان نزدیک‌تر می‌کند. یادمون باشه که خدا همیشه با ماست و راهی برامون باز می‌کنه. بذار یک داستانی رو برات تعریف کنم:

 

«توماس ادیسون مخترع بزرگی که از خودش اختراعات زیادی رو به جا گذاشته، روزها و شب های طولانیی رو صرف ساختن لامپ روشنایی کرد. او بارها آزمایش کرد و هر بار آزمایش هایش با شکست مواجه می شد. می گویند که بیش از هزار بار آزمایش هایش بدون نتیجه بود.

روزی از روزها، خبرنگاری از او پرسید: «چطور با این همه تلاشی که کردین و به شکست رسیدین، هنوز به دنبال ساخت یک همچین وسیله ای هستین؟»

ادیسون با شنیدن این سوال، لبخندی زد و گفت: «من شکست نخورده ام، بلکه هزار راه پیدا کردم که فهمیدم از این طریق نمی توان یک لامپ الکتریکی ساخت. او با همین نگرش و امید به تلاش هاش ادامه داد تا بالاخره توانست یک لامپ الکتریکی اختراع کند.»

این داستان به ما این رو می گه که شکست ها مانع نیستن، بلکه بخشی از مسیر موفقیت هستند که داریم طی می کنیم.

ناامیدی: شاید حق با توئه ، اما من هنوز نمی‌دونم چطور از این احساسات منفی رها بشم.

امیدواری: اولین قدم، باور به خودت و خدای بزرگ هست. هر روز به خودت بگو که «تو می‌تونی» و ببین چطور کم‌کم این افکار مثبت جایگزین افکار منفی می شن.

ناامیدی: ممنون از حرف‌هات. شاید باید بیشتر به خودم و قدرت خدا ایمان داشته باشم.

امیدواری: همیشه به یاد داشته باش، هر کجا که باشی، نوری در درون تو وجود داره که می‌تونه تاریکی‌ها را از بین ببره و راهت رو روشن کنه. ایمان داشته باش و به مسیر پیش روت ادامه بده!

2 مصاحبه (فردی/گروهی)

در اطرافیانتان کسانی هستند که با توکل و امید به خدا توانسته اند مشکلات و سختی های فراوان را تحمل کرده و به موفقیت هایی برسند. با یکی از آنها مصاحبه و او را به دوستان خود نیز معرفی کنید.

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: مرا رها نمی کنی

محتوا مورد پسند بوده است ؟

2.77 - 701 رای