مای درس دانلود اپلیکیشن

صفحه رسمی مای درس

اطلاع از آخرین تغییرات، جوایز و مسابقات مای درس
دنبال کردن

جواب ایستگاه فکر صفحه 43 درس 5 هدیه های آسمانی چهارم

پایه چهارم هدیه های آسمانی چهارم فصل 5: سخنی که سه بار تکرار شد!

هر کاری می کردم که حواسم به درس باشد، نمی شد.

داشتم کلافه می شدم؛ پیش مادرم رفتم و گفتم: «من دیگر تحمّل ندارم!

مگر با این همه سر و صدا می شود درس خواند؟ آخر این چه همسایه ای است؟»

مادر گفت: «به جای اینکه پشت سرشان چیزی بگویی، برو درِ خانه ی آنها را بزن و بگو صدای تلویزیون را کم کنند.

گفتم: «خجالت می کشم!»

مادر گفت: گفتن حرف حق که خجالت ندارد! با احترام و مؤدّبانه خواسته ات را به آنها بگو!

تصمیم گرفتم به سمت خانه همسایه بروم و مودبانه و با احترام از آن ها خواهش کنم که صدای تلویزیونشان را کم کنند تا بتوانم درس بخوانم.

بقیهٔ همین فصل

فصل قبل: یک نماز و ده رکوع!

محتوا مورد پسند بوده است ؟

5 - 1 رای