متن زیر را که ترجمه ای آزاد و خلاصه شدها ز یک شعر بلند ابن سیناست، بخوانید سپس دربارۀ سؤال های طرح شده، تأمل کنید.
کبوتری گرانمایه
از جایگاهی بلند و رفیع
بر تو فرود آمد
و بی پرده روی نمود
گرچه این پیوند که به سختی به دست آمد
موهبتی بزرگ بود،
اما برای او که از جایی برتر آمده بود،
فراق و هجرانی آزاردهنده در پی داشت.
ابتدا از فضای تیرۀ اطراف بدش می آمد
اما اکنون چنان به اینجا عادت کرده
که انگار آن گذشتۀ برتر اصلاً نبوده است
گاهش خاطره های قدیم زنده می شود
و سیل اشکش روان می گردد
فریاد اشتیاق می کشد
و ناله های زار سر می دهد
اما چه کند که طناب های دامی محکم
او را از پرواز در فضای بیکرانه بازداشته
و میله های قفسی سنگین
از عروج او مانع شده است
او در انتظار است که هنگام پرواز نزدیک شود
و به فضای بیکران بال گشاید
نمی دانم علت این هبوط چه بود؟
و عروج دوباره چگونه و کی رخ خواهد داد؟
1) کبوتر نماد و نشانه چیست؟ دلیل تشبیه آن حقیقت به کبوتر چیست؟
2) چرا کبوتر در ابتدا از این فرود و هبوط ناراحت است؟
3) به نظر شما چرا این هبوط رخ داده است؟
1) وی روح را کبوتری گرانمایه توصیف می کند. پرندگان به سبب شکل ظاهری و آوازهای دلنشین به قدری دلفریبند که از دیرباز همواره در متون عرفانی، روایات و قصهها و اساطیر، آنها را نمادی از روح و یا در قالب شخصیتهایی مثبت و نیک می یابیم. در روایات و قصهها پرندگان اغلب به مسائل عاطفی التفات دارند و در قلمرو عواطف و احساسات لطیف و پاک می زیند. در اینجا نیز این قضیه حکم فرماست.
هجران روحِ جدا شده از بارگاه کبریایی و گرفتار در دامن طبیعت و دنیا را شرح می دهد.
2) چون از جایگاهی رفیع به زمین دنیا فرود آمده بود.
3) ابن سینا عقیده دارد که واجب الوجود، عقل محض است یعنی آدمی بدون حضور روح و وجود آن بی ارزش است.